آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

علی دولتیان

  • avatar ایل غزل
    شاگرد غزل، آمده استاد چه شد
    افتاده به دام، تور صیاد چه شد

    گفتی غزلش از دهنم می افتد
    سیمین دهنان! روضه ی ارشاد چه شد

    تازه شده شیرین دهن ایل غزل
    کو سینه ی شب، تیشه ی فرهاد چه شد

    آن آب و سراب بر بلندای غزل
    شیرین که به فر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar می خری عطر از فرانسه کفش ، از بازار چین
    ست شده مانتوی تو با شال و با شلوار جین
    می خری عطر از فرانسه کفش ، از بازار چین

    کفش صندل، پای بی جوراب و لاکی صورتی
    هرکسی را می کشد سمت خودش این ویترین

    با چنین وضعی خصوصا راه وقتی می روی
    هیچ چیزی کم نداری شیک شیکی آفرین

    د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زلال باور
    هی آتش اگر دور و برت می بارد
    از سینه ی من بر جگرت می بارد

    چشمم به عزای بال پروانه نشست
    تا آخر شام آخرت می بارد

    در غزه تمام شد دگر دوره ی سنگ
    سیلی ست که در گوش کرت می بارد

    سنگم همه تبدیل به موشک شده است
    از زیرِ زمین رو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تجلیل از همسر
    بهتر از این همسرم هرگز نباشد همسری
    توی دعوا می زند فوری خودش را به کری

    صبح چون از خانه بیرون می روم در دست من
    می دهد یک لیستی گوید تو آن را می خری

    می نویسید توی کاغذ هرچه می خواهد دلش
    از قبیل مرغ و ماهی، شیر و نان بربری

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مادر زن
    مادر زن من لنگه و همتا ندارد
    یعنی چنین مادرزنی دنیا ندارد

    دامادهایش راخدایی دوست دارد
    اماخودش درپیش آنها جاندارد

    شش هفت دخترروزگاری خانه اش بود
    اما یکی هم پیش خود حالا ندارد

    اوبهترینش رابه ریش بنده چسباند
    داماد خوبی غ

    ...

    نمایش کامل شعر