آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

مجتبی عندلیب

  • avatar پرستار
    پرستار ای که بر بالین بیماری پرستار
    پرستار ای که درمان را علمداری پرستار

    پرستار ای کلامت قوّت دلهای بیمار
    انیس خلوت دلها به گفتاری پرستار

    توئی همصحبت و همراز و هم غمخوار بیمار
    تو ستّاری و هم محرم به

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قصه ي تلخ يه معلول
    قصّه ي تلخ يه معلول، قصّه ي سنگ و حبابه
    چهره ي دردِ نداشتن، از پس رنگ و نقابه

    قصّه ي مرغ نشسته، از غم بال شكسته
    دل به نگاه تو بسته، ناظر اوج عقابه

    حسّ قشنگ پريدن، تو دل و برق نگاشه
    وقتي كه دست عزيزي،

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شكسته بال
    "ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی
    چه کنم؟ که هست اینها گل خیر آشنایی"1

    ز فراق چون ننالم؟ شده اين روز و حالم
    نرسد وقت زوالم؟ که شوم ز تن رهائي؟

    همه روز و شب نگاهم، به در و خبر بگيرم
    به اميد آنكه يك

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عشق تو رعنا
    دل در طلب از عشق تو رعنا
    عاشق شده از عشق تو رعنا

    تن خسته و درمانده و رنجور
    دل خون شده از عشق تو رعنا

    مبهوت حیا، غرق جمالت
    سر تا به سر از عشق تو رعنا

    سر پا به ره قافله ی تو
    ره تا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اي اشك من
    گاهي چون باران ببار اي اشك من
    چهره را زيبا نگار اي اشك من

    سينه را خالي نما از داغ خود
    ديده را پرخون بدار اي اشك من

    چون بهار حس طراوت مي دهي
    بذر همدردي بكار اي اشك من

    مي بري زنگ و غبار

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باغ سخن 2
    قلمي نيست كه تحرير كند احساسم
    رنگرزي نيست كه نقشينه كند چون ياسم

    يوسفي نيست كه تعبير كند رؤيايم
    برهاند چو خودش از در اين دنيايم

    فرصتي نيست كه با دوست بگويم دردم
    تا ز آئينه ي چشمش چو غباري طردم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باغ سخن
    قلمي نيست كه تحرير كند حسّم را
    يوسفي نيست كه تعبير كند خوابم را

    فرصتي نيست كه با دوست بگويم دردم
    ياوري نيست كه انديشه كند درمانم

    واژه ها گنگ و زبان الكن و منشي ناشي
    جوهرش خشك و قلم كند و ورق چون كاشي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ماه نیّر
    خداوندا چه ماه نیّری از بین ما رفت
    عزیزی بی ریا ، بی ادعا از جمع ما رفت

    زنی خوش مشرب و خوش چهره و دنیای اخلاق
    زبحر عاشقان چون گوهری بهر جلا رفت

    همه فکرش علاج مشکلات دیگران بود
    همه عمرش به پای خد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تو...
    تو خورشيدي، تو مهتابي.......تو بر تشنه لبان آبي
    تو ماه روشني نوري..........تو از هر ظلمتي دوري
    تو شمع محفل مائي......كه مي تابي به هر جائي
    تو پيماني، تو اميدي..........تو ماه من، تو ناهيدي
    تو از غمخانه ي آهي........تو داغ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نواي عشق
    در سرم هواي عشق است
    مستي ام براي عشق است
    روح من فداي جانان
    جان من فداي عشق است
    نامدم به اين سرا چون
    هستي ام فناي عشق است
    نشنوم بجز كلامت
    ناي من نداي عشق است
    غير تو نبوده دردي
    سوز من جزاي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar به خدا منتظرم قرض مرا ادا كني
    چه شود گر نظري بر دل زار ما كني؟
    نگهي بر قَدَر و بر شب تار ما كني؟
    چه شود در گذري از گنه و خطاي ما
    گذري از سر لطفت به سراي ما كني
    روز و شب قصه ببافم به اميد آنكه تو
    بپذيري عذر ما را درِ خانه وا كني
    به لبم نام

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نجوای عشق
    ای یار من، ای یار من، تیمار من مه پاره ام
    گنجینه اسرار من، باز آ به این کاشانه ام
    ای مونس شبهای من، ای قصۀ غم های من
    آمال رؤیاهای من، تنها توئی افسانه ام
    ای چشم خون ای چشم خون، بر گونه ام اشکت نگون
    از روزگار بدشگون،

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar در را برویم باز کن
    بی عشق تو معشوق من، عاشق نیم جز در سخن
    شوری به جان من فکن، درده ندا آماده ام
    ما را تو شیدا کرده ای، مثل زلیخا کرده ای
    القصه رسوا کرده ای، از یاد تو سرگشته ام
    بس کن دگر نارم مشو، در چشم من خارم مشو
    بغض دل زارم مشو، ا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قصه شب
    شب شد و مهر از لب عالم پرید
    شب شد و خواب از سر یارم پرید
    شب شد و ماه طلا رنگم رسید
    شب شد و مرغ شباهنگم رسید
    در گلستان خیالم پا نهاد
    دست من بگرفته غم را وانهاد
    پا به پا تا شهر رویا تاختیم
    در دیار تازه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حمد تو
    سوره والای قرآن حمد تو
    گنج بی همتای قرآن حمدتو
    در میان سوره ها ام الکتاب
    خواندنش چون ثلث قرآن حمد تو
    حمد تو مصداق شکر و مدح تو
    بر زبان هر مسلمان حمد تو
    هر زمان خواند به ما ارکان دین
    هر عبادت را دهد جان

    ...

    نمایش کامل شعر