آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

مریم وزیری

  • avatar کفش هایم تابه تاست...
    کفش هایم تابه تاست ،گریه هایم بندبند
    شب سیاه از رازما،راز و اندوه بلند
    عشق را گم می کنم ،چون دلم خاکستری است
    تو مرا باور مکن بی من تنها بخند
    *********
    من کویری سوت و کور با نگاهی سرد وزرد
    سهم تو آرامش است دور

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مخلوق چشمان تو
    وقتی مرا در چشمهایت آفریدی
    لبهای تو پیراهنی از خنده پوشید
    اشکی غریبم تا سحر بیدار باغم
    ای خالق خاکستری ،مجنون تر از بید
    مخلوق چشمت قطره ای ناچیز وتنها
    اما خداداند که اقیانوس درد است
    دیروز هجی شد میان شعر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رسم تنهایی
    گفته بودی می روی از لحظه هایم دیر شد
    شاعرانه غصه خوردم تا که بغضم سیرشد
    آهوی ِمظلوم ِباغ ِخاطراتم ناگهان
    از سکوتِ تا همیشه ثابت من شیرشد
    گر گرفتم رسم این تنها شدن ها را ببین
    این دل اسفندی ام با رفتن تو تیرشد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غزلفروش پیر
    من غزلفروش پیر وخسته ام
    عابر تمام کوچه های شهر شاعران
    دوره گرد چشم های بی قرار
    خسته ام ولی از این هوای آشنای شهر شاعران
    خنده های زردِ زرد،گونه هایِ زردتر
    سوتکِ شبیهِ شعر ،یاد آن دو چشم تر
    آه ....
    با

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar برو انگار باید ..........
    کجایی هم نشین لحظه های داغ وتبدارم ؟
    ببین رفتی ومن با ابرها تا گریه می بارم
    تصور کردنت تنها امیدم هست می دانی ؟
    اگر شاعر شوی، می بینی ام با ماه بیدارم
    بیا یک لحظه، فروردین چشمانم !خدایم شو
    که تا پاییز سالی زخم خورده

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar فاصله جریان دارد....
    بین چشم من وتو فاصله اسکان دارد
    ودر این بین دل یخ زده مهمان دارد
    سطح مژگان مرا ابر در آغوش گرفت
    ابر زائو که فقط شرشر باران دارد
    باد تکرار نفس های مرا می شمرد
    درد دوری نکند مژده ی طوفان دارد!!!
    نازنین هاجر و ص

    ...

    نمایش کامل شعر