آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

امیر شهبازی

  • avatar گُردۀ من
    "گُردۀ من"

    گُرده ام ، ای مآمن امن هزاران خوش سوار
    بُرده ام من ، روی تو قوم ِ سواران بی شمار

    گُرده ام ، با خوش نشینانت مکن تندی دگر
    تا که در وقت نشستن پشتشان گیرد قرار

    گُرده ام ، تاخون به رگهای تن من جاری است
    رو مگردان از

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رخصت


    "رخصت"

    چون برون افتادم ازآن  حلقۀ جادوی دوست

    تا نجویم روز و شب هرگز نیابم کوی دوست

    گرچه رویش را زمن بگرفته آن آهو سرشت

    بوی عنبر می طراود نافۀ  خوشبوی دوست

    هرچه گل بوییده ام مانند بوی او نبود
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تیر خلاص




    یقینآ  تو بر من جفا کرده ای
    به راهی که رفتی خطا کرده ای

    برایم بگفتی تو ازپنجره
    ولیکن قفس را بپا کرده ای

    زدی حرفی از دشت وپروانه ها
    کویری پر ازغم، بنا کرده ای

    سرود من از عشق و مستی،ولی
    تو زهر هلاهل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دو رنگ


    دورنگ

    پرشد پیاله ام ازشراب پستِ تووُ، مستی ام، برفت

    خون شد دودیده ام ازجوروجفای تووُ،هستی ام، برفت

    تاکی بدین روال سرکشم زِجرعه جرعه های دردوغم

    اینک نظرکن آن قرارهای پوچ که، بستی ام، برفت

    خونابه از دوچشمم بری

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ای مادر
    باسلام وتبریک برای راه اندازی مجدد آوای دلٰ

    دوست داشتم با شعری شاد و دل انگیز میهمان دلهای شما شاعران گرامی باشمٰ اما درگذشت مادر همسرم سبب شد هم دیرتر به آوای دل بیایم و هم سروده زیر که زبان حال همسرم در سوگ مادرشان است را تقدیم دل و دیدگان م

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تقدیم به(3170)
    ابتدا قصد داشتم این سروده را تقدیم کنم به برادر بزرگوار و بسیار عزیزم جناب مهندس محمدنازنینی که با برپایی همایش پنجم آوای دل در ماهشهر کمال محبت،لطف،مهربانی و زحمت را از صمیم دل برای میهمانان خود،به حد اعلی بکار بردند و تمامی مدعوین را شرمندۀ سخاوت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar برای آوای دلم
    "برای آوای دلم" که در روزهجدهم بهمن سال نود به جمع پرشوروبا صفای آوای دلیها پیوستم وهرچه آموختم جزمهروادب وشیدایی نبوده و یارانی دارم دراین مجفل انس و عشق، که تا کنون نداشتم و نظیرشان را نخواهم داشت وامید دارم که روز بروزاین سرای مهر و ادب پربارترو پ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قلم
    (قلم)
    براندم حرف دل را بر زبانم
    خروشان شد زبان از داستانم
    بگفتم از دل خود رانده ام این
    بگفت من سرخم و نرمی ندانم
    مگر تلخیِ گفتارم چه حد است
    زبان هم می زند داد و فغانم
    سخنهای دلم را پس که خوانَد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طلوعی ناگهانی
    "طلوعی ناگهانی"

    حدوث عشق فروغی آسمانی ست
    بروز عشق زاسراری نهانی ست

    طلوع عشق غروب انجماد است
    که آغازی دوباره از مبانی ست

    نمی گردد دلی عاشق مگر دوست
    دهد جامش که ازمی ارغوانی ست

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باران و رحمت
    "باران و رحمت"

    آسمان چتری زرحمت به سرم زد، حبّذا
    دانه های شکر نعمت به درم زد، حبّذا

    لشکر دیو کراهت زاسِمان، پا در فرار
    گلسِتان عطری معطر به برم زد، حبّذا

    جامۀخشک درختان شستشو شد به صفا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تلخند(2)-استر سوار
    تلخند(2)
    یکی را پشت استر دیده بودم،بی برو بار
    به دنبال کمی آذوقه بودش،خسته و زار

    چنان خوارو پریشان مانده بود مفلوک درگِل
    نمی دانست چگونه گیرد آن استر زِ افسار

    به ناگه روزگارچرخید و چرخید،زیرورو شد...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تلخند(1)-تقدیمی
    تلخند(1)(طنز تلخ):
    با سپاس فراوان از دوست و برادر ارجمندم جناب "مصطفی وهاب زاده" به خاطر سروده طنزی که چندی پیش جهت تغییر فضای غم انگیز شعر"غمی کهنه" بنده،سروده بودند،این طنز را تقدیم حضورایشان و دوستان دیگرمینمایم تا کمی ذائقه ها شیرین شود.گر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غمی کهنه

    چگونه می توان شعر طرب گفت
    ز اندوهی الیم آسوده شب خفت

    مگر چون بی رگان و مردگانیم
    که از دل نامرادیها توان رُفت*

    "غمی کهنه" به سان زخم ناسور
    نمک پاشان بَرَندش روی هرسُفت*

    چنا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar راز شب یلدا

    "تقدیم به همه یلدا دوستان"

    (ی) ک شب است و یکه تازی می کند
    (لُ) عبتان را دل نوازی می کند
    (د)ور غمها ،خطّ شادی میکشد
    (ا)هل دل را مستِ بازی می کند
    (م)وی و گیسوی کمند دلبران
    (بَ)ر بلندی شبهِ ساز

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تقدیم به تمامی جوانان آوای دل
    (برنا و پیر)
    بیا یاری کنیم هم را که جای بی قراری نیست
    بگیریم دست همدیگر هوای آه و زاری نیست

    کنیم دل را چنان شاداب که غم درحسرتش مانَد
    شویم حائل به یکدیگر که تیرغصه کاری نیست

    قلم را همچو پیکانی زنیم ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نازمجهول
    چنان مسحور آن یارم که این در رسم عاقل نیست
    و با یک ناز مجهولش مرا بازنده جز دل نیست

    گمان میکردم آن مجهول چه آسان حل شود لیکن
    ندانستم که هر سو سو چراغ راه غافل نیست

    هزاران جهد بنمودم بدست آرم کلید عشق...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تعزیۀ من
    پرده اول:
    فریاد دارم یا حسین!
    من داد دارم یا حسین!
    زین همه روی و ریا،
    غمباد دارم یا حسین!
    درغریبستان این خاک به ظاهر آشنا!
    من زِتو امداد دارم،یا حسین!
    پرده دوم:
    تو،به عشق که به میدان* رفته ای!...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شعر تخصصی:هستۀ هستی
    (هستۀ هستی)
    باشد اندر هسته خورشیدی نهان
    هسته بگشا تا که خود بینی جهان
    چونکه بشکافی دل هر هسته را
    ذره ها آیند برون با جلوه ها
    نورهسته از درون آید برون
    رنگ فیروزی درآب گرددفزون
    عنصرش را کن نظرگوید سخن<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar به پاس سروده(نخل بیسر) از مسعود میناآباد
    به پاس سرودن\"نخل بی سر\"سروده برادر ارجمند و پاک دلم جناب مسعود میناآباد(مسعود)وتقدیم به روح پرفتوح شهدای هشت سال دفاع از میهن و شرف و آزادگی و تقدیم به کسانی که از آن روزها ویلچری و تختی به یادگار برایشان مانده است.
    اشک چشمان شما،خونِ دل وغم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یاد علی(ع)
    یاد علی(ع)
    از«علی» گفتند و گویند، بارها
    هم مریدانش ،وَ هم ، دلدارها
    آن بَرَد نام علی ، بی ادّعا
    وان دگر یادش کند، درکارها
    (از علی آموز اخلاصِ عمل)
    شد مَثَل در کوچه وُ بازارها
    صوفی ودرویش وزاهد جملگی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طواف عشق
    \"طواف عشق\"
    سر بِنه بر پایِ ابراهیمِ عشق
    تا که قربانی شود هربیمِ عشق

    هاجرت را کن فراموش و بیا
    سوی مسلخ گاهت ای تسلیمِ عشق

    اسمَعیل،خویِ توو کردارِتوست
    پس فرود آور سرِ تعظیمِ عشق
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شعرفروش
    شنیدم شاعری شعرمی فروشد
    که در دیگش فقط آبی بجوشد

    شنیدم بی نوا دل هم ندارد
    که بهرِ چاکری دیگر نکوشد

    دودستش بهرسکه،تا*به سینه
    کمر خم گشته تا سودا بدوشد

    دل ودین و همه ایمان خود را...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوبیتیها(2)
    1-هوا خواه دل تو نازنینم
    به یادت با دل خونین نشینم

    اگرچه تو زمن یادی نکردی
    ولی من خاطرت محزون نبینم
    -----------------------------------
    2-جوانی که ترا درآرزو هست
    چوآهوی گریزان رفت ازدست

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خبر نداری
    (خبرنداری)
    من شاخۀ خشک وزشت بودم
    تو غنچۀ خوش سرشت بودی

    من درنگهت چوخار گشتم
    تو در نگهم نگار گشتی

    من چشم تو از ستاره چیدم
    تو شوق مرا بهاره چیدی

    من شکل دعا به تن گرفتم
    ت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دو بیتی ها(1)
    1-غلام و بندۀ آنم که بر لب
    همان گویدکه در دل می سراید

    چه درپرده،چه در انظار و دیده
    چنان باشد که بردل می نماید
    ---------------------------------
    2-بیا تا که دل خودرا کنیم صاف
    زِ هرکین و زِ هر بندو زِ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عقدۀ زمین
    عقدۀ زمین
    یک لحظه تجسم کن نابودی و ویرانی
    زین خاک بلاخیزو وان عقدۀ پنهانی

    این دل بشکست ازغم زین حادثۀ غمبار
    خونابه به چشمم شد ازلرزش طوفانی

    شیرابۀ این شهر است خون جگرمردم
    ازخانه خرابانش وین ح

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar با دگری نشستی ای دل
    یادآر که چه عهد بستی ای دل
    ازبندِ هوس برستی ای دل
    مستیِ دو چشمِ نرگسِ یار
    برد از سر تو،مستی ای دل
    عهدت مَشِکن که یار یاراست
    بر باد مده، توهستی ای دل*
    او برتونظر فکنده اینک
    رخ تاب مده،که جستی ای دل
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ترا دیدم
    \\\"ترا دیدم\\\"
    ترا در اشک چشم مادری گریان،زشوق التیام زخم فرزندش
    ترا بر گونه های سرخ آن مادر،ز شرم بوسه های گرم دلبندش
    ترا در زایش یک غنچۀ زیبا،ز یک بوته گلِ تک شاخۀ کوچک
    ترا بر بال یک پروانۀ رقصان،به گردِ نوگلِ زیبای پا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بشنو از دل
    \"ماه خدابر دلسپارانش فرخنده باد\"
    \"بشنو از دل\"
    بشنو ازدل،صد حکایت می کند
    وز تن خود بد، شکایت میکند
    من غبارغم زدل خواهم زدود
    گرکه روزی تن، رها سازد قیود
    دل زشور عاشقی دیوانه شد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مبعث نور و رهایی
    به مناسبت مبعث نور و رهایی،تقدیم به چراغ افروزان راه انسانیت:
    \"مبعث نور و رهایی\"
    من از این غافلۀ کور
    در شب سخت عبور
    نه چراغی در دست
    و نه سویی از نور!
    به چه سان در گذرم؟
    به چه سویی بروم؟
    با چه

    ...

    نمایش کامل شعر