آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

سمیه سبحانی

  • avatar تیغ جنون


    بر رگِ احساسِ خود، تیغِ جنون می کشم...........چشمِ غزل را ز غم، به اشک و خون می کشم

    با دلِ من بد شده، بغض قسم می کنم...................باز به جنگِ خودم، آه، قشون می کشم

    حک شده در قسمتم، حکمِ ستم، خستگی...

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ( تولدت مبارك ) ...
    ***

    با تــو مـــــرا زنـدگــي آغـــاز شـــد .......... ديـده بـه دنيــاي دگــــــر بـاز شـــد
    هست شـدم از غـــزل چشـــم تـو ........... عشــق مـــرا قافيــه پــــرداز شــد

    دست تـو هــم معني اعجـــاز شــد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar می گریم... می گرید


    ابر آمده در چشم ترم مي گريد........................غم آمده و بر به برم مي گريد

    در چشم من آن ماه كه شب مي خندد...............غمناك به چشم سحرم مي گريد

    شب مي شود از نگاه من باراني.....................یکسر ه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar هربار در نگاهت
    ***


    هر بار در نگاهت دل مي شود ز من گم-------------پُر مي شود مشامم از عطر و بوي گندم

    عبرت نشد هبوطم وقتي تو سيب بودي-----------------مي چينمت دوباره، در عالم توهم

    من عاشقم ببين باز با ياد تو به چشم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حرف من
    باز من سپيد مي نويسم و به چشمتان سياه مي شود
    به آينه نگاه مي كنم
    هاي گرم مي زنم
    ولي
    شكل آه مي شود
    به دور دست ها اميد بسته ام
    به تيرهاي زندگي ريسه هاي روشني از عاشقانه ي سپيد بسته ام
    ولي
    در آس

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پس از این مست بخوانم
    بگذار غزل را پس از اين می زده و مست بخوانم
    اينگونه كه گويند نه، آنگونه كه خود هست بخوانم

    گفتند دروغ است تمام سخنم، شعر که گویم
    بگذار بر اين اهل دلان، ناز بر آن شست بخوانم

    در سينه ي من راست ترين حرف، غزل بو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دل سودایی
    ***


    اي ماه كه هر شب اینچنین بالايي ---------------هرچند چنان دور ولي با مايي

    از او چه خبر براي من آوردي-----------------چون بيش ز شبهاي دگر، زيبايي

    آرام بگو، سراغ من را نگرفت؟------------------يا ا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar به چشمِ ما
    ***


    ببین که ماه و خورشيد دو چشمِ در نظاره است-------به روی پلكِ مهتاب، پر از تب و شراره است

    سکوتِ سبزِ صحرا، ‌به گُل نشسته انگار-------------------تمامِ آسمان هم،‌ لبالب از ستاره است

    شميمِ آبيِ صبح

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تا مرا صدا کردی


    ***

    تا مرا صدا كردي، ناگهان دلم گم شد ............... لحظه هاي خاموشم غرق در تلاطم شد

    غصه ی غريبِ سيب ، از نگاه من پر زد ............. قصه ها پر از رنگ خوشه هاي گندم شد

    آســمان بــارانـــي،

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar من که حرفی نزدم

    ***

    من که حرفی نزدم، این همه نیرنگ چرا .......... من که بالی نزدم، پس قفسی تنگ چرا

    این همه سال به این نصف شدن تن دادم ....... این همه گوشه – کنایه، ز سر جنگ چرا

    به خدا جنس دلِ نازک زن از شیشه است

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دو بیتی ...

    ***
    ببيـــن با دل چــه كـــــرده دوري يــــــار
    به جــــام سينـــه ام انـــــــدوه، بسيـــــار
    نمي گويم كسي را نوش، كاين جــام
    سـزايـش كوفتــــن باشــد بـــه ديـــــــوار

    ***
    نگاه مردمان، اي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar لالایی شب هایم
    ***

    من پيشِ نگاه تو از فاصله ها دورم----------------عريانيِ احساسي، در گستره ی نورم

    چون شاپركي بر گل، تكرار تو شعر من-------من ديده ی مجنوني، چون چشم مَه و هورم

    هر بار تو مي آيي، دل مي رود از دستم-------

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سوز فراق ( شعر مشترک )
    ***

    ازاین هجران که درقلبت شرنگِ یاس می ریزد--------ازاین طوفان که در چشمت هزاران ابر برخیزد

    حکایت ها به لب داری و می دانم پریشانی------------که اشک و خنده با دلواپسی در هم می آمیزد

    نگاهت سایه ی آشفته ای چو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خــــــواب
    ***

    در ذهن آسمان، يك مشت فكر ناب-----------يك توده ابر پاك، يك آسمان شهاب

    در خوابِ من هنوز،‌ پندارهاي روز-------------گلبوته هاي ابر، بر روي فرش آب

    تو روشن و سپيد،‌ من آسمانِ باز--------------اي حجمِ روشن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar كاش خدايي سر بر مي آورد!
    ***

    شبهاي سراسر كابوسم را به آتش كدام خورشيد بسوزانم!
    از اين برزخ به كدام دوزخ پناه ببرم!
    چه كسي خستگان را مي رهاند؟
    در انتظار ناجي كدام سرزمينم؟
    سرزمين من كجاست؟
    بي وطن ترين موجود اين خاكم!
    ك

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خوشه های انگور
    ***

    خوشه هاي انگور رسيده را مانند،
    اين زنان شاد هر روزه،
    كه سركشيده اند از سرديوارها به ناز
    و در انتظار داغ دستي
    كه بچيند ز شاخشان
    گويي
    همه فرياد خواهشند و نياز
    اي واي!
    كاش م

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar از عشق قصه سرکن
    ***

    از عشق قصه سركن، پروانه را خبر كن------------شمعي بياور آن گاه با عشق شعله ور كن

    پر شور ماجرا كن، لب را به خنده وا كن--------------دنياي ساده ام را زيبا و ساده تر كن

    آهسته چشم وا كن، نام مرا صدا كن----

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوباره عشق
    ***

    انگار از غم من، سرخ است چشم خورشيد ............. اندوه را به چشم او نيز مي توان ديد

    كم كم به زير چادر زِ اندوه مي برد سر ............. انگار اين نبود او كه امروز مي درخشيد

    مهتاب، قطره اشكي، در چشم آسما

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سرمه ی من
    ***

    گاهی تمامِ دنیا ... آوارِ اشک و درد است......گاهی همیشه پاییز، گاهی همیشه سرد است

    گاهی کســـی بـه کینه ، می کوبدم به سینه......گاهی کسی درونم ، با خویـش در نبرد است

    من قصـه ای حـزینـم، دور از تـــو ناز

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کنارتو
    ***
    صبح می شود
    شروع می شوم ...... کنار تو
    سلام می کنم به تو
    نگاه تو شبیه قصه های عاشقانه است
    صدای خنده های تو
    طنین فصل های پر ترانه است
    غزل غزل پرم
    پر از حضور حس گرم تو
    و از نگاه تو...

    نمایش کامل شعر
  • avatar در كوچه هاي شب
    ***
    اي كاش خوب من، در كوچه هاي شب ...............من بودم و تو باز، تا انتهاي شب
    پر التهاب و رام، سرشار يكدگر، ....................... درگير بوسه ها، غرق فضاي شب
    پر مي زديم و باز ، آرام و پر شرر .................... پروانه مي شدي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آشنا
    ***
    اي آشناي آبي، من عاشق تو هستم............با چشم هاي پاكت پيمان عشق بستم

    از روز آشنايي، با قلبي از خدا پُر........از هرچه غيرازعشقت با جان و دل گسستم

    با عشق، من نهادم هر گام را از اول........با عشق، حلقه بستهِ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar روياي با تو بودن
    ***
    در چشم بيمارم، امشب چه زيبايي ..................... هر سو كه مي گردم گويي همانجايي

    در باغ ذهنم باز، عطــــر تو پيچيـــده ........................ ياد تــو رويانده هــر گوشه رويـايي

    امشب چه بيمارم؛ در تاب و تب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شعرم نگاه تو
    من با تو درگيرم، با جسم و با جانم.......هر لحظه با يادت از عشق مي خوانم

    من از ازل با تو روحم شده پيوند..............من تا ابد با تو در عشق مي مانم

    شعرم نگاه تو، هر واژه حرف تو...............من غيرِ چشمانت بيتي نمي دا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar راز پنهانی
    من واین راز پنهانی، من واین قلب طوفانی....رهایم کن ازاین رخوت دراین شب های طولانی

    دلم مانند پروانه ، اسیر شمع چشمانت...........که همچون چهره ی گل های صحرایی گدازانی

    همیشه پیش تو قلبم شبیه شعله می لرزد...........کم آوردم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دوستت دارم
    چون شعــــله پيچاني، از عشـق فـــروزانـم ........... از فـاصــله ميميــرم، من صبـــــر نمي دانـم
    من آمـــــده ام بـا تـو! من آمــــده ام تـا تـــو! .......... من چشـــم فرو بستم؛‌ سرشـــار از ايمانـم
    تو سرو سرافرازي، دل را به چـه مي باز

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar در ابتدای عشق
    من مانده ام غریب در انزوای عشق __________ با پای آبله ، در کوچه های عشق

    چندی است غرقه ام در بهت و در سکوت ______ انگار مانده دل در انحنای عشق

    قلبم برای تو، پروانه می شود _____________ بنگر چه می زند با شعله های عشق
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باران پشت شیشه
    ماندم در انتظارت تنهاتر از هميشه.........تشنه است تشنه جانم، باران پشت شيشه

    من شاخه اي تكيده، دور از بهار و باران..........تو آمدي و در تو بستم دوباره ريشه

    بر آسمان قلبم خورشيد را كشيدي.............گل هاي سرخ چيدي بر بوم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عهد
    چه عــــهد كرده اي تــــو با دل خودت به نـــام من؟ .......... كه قفـــل مي زني بـــر آن به عمــــر بي دوام من

    تو عـهد بســته اي ولــي، دریـغ فـــكر كــــرده اي .......... چـه مي كنــي بــه روزگــــار بغض نـاتمـــــام من؟

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شرح فراق
    گـرچـه با دوري و اين فاصـله عـــادت دارم .......... بـا خيــــالت همـــه دم طــــرح رفــاقـت دارم

    بـر لبـــــم خنـــده و بغضـي بـه گلـويـم پنهان ..........مـن به اقســام جفــــا اين همـه طاقـت دارم

    جنـس آیینـه ی دل جــو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نشان ایستادگی
    شماتت براي من گران تمام مي شود
    به جاي من نبوده اي
    به جاي من نشان زخم بر تنتت ز تازيانه ی زمانه گل نكرده است
    سكوت سرد تو، تمام فصل واژه را به انجماد مي كشد
    سكوت مي كنم
    پر از صدا و همهمه، پر از هجوم درد هاي تلخ و جان

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بيا...
    بيا واژه هاي دلم را براي تو معنا كنم
    بيا تا دوباره براي تو حل معما كنم

    بيا آشناي غزل، باز هم قصه از نو بگو
    بيا تا جهاني غزل را برايت محيا كنم

    بيا شعر من را بخوان، قسمتم را نگو
    بيا، سهم من بس همين كه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar فرشته کوچک من
    فرشته کوچک
    فرشته همیشه
    فرشته دور
    دلتنگی هایم را پس نمی زنم
    آغوشم، همیشگی ترین جای خالی است
    و تو...
    شاید تنها پاسخ به سوالی بی رحم
    ...
    دستهایم از خاطره نوازشت دور است
    و اشکهایم ، ردیف

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قصه ساده
    سكوت مي كنم مقابل نگاه آسمان
    در تقابل هميشگي ميان عشق و نان
    كدام واژه در گلوي شعرها نهفته است
    روي ذهن پنجره كدام فكر خفته است
    به آسمان نگاه مي كنم
    انتظار...
    نقطه چين صد ستاره روي صفحه اش
    و من

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar عاقبت
    يك چند ز هرچه غصه آزاد شديم..............شيرين نشده عاشق فرهاد شديم

    مهمان به سر كوي عزيزي گشتيم..............شيريني يك خاطره در ياد شديم

    تا وارهد اينبار مگر جان از غم...................لبخندحزین دل ناشـاد شدیم
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قلمم بارانیست
    مي نويسم؛ قلمم بارانيست..................چكه چكه اين غمم بارانيست

    حرف هايم همگي گنگ و پریش..............واژه هــاي مبهـمم بارانيست

    از غمم بغض تو هم مي شكند................واي برمن که دمم بارانيست

    بي تو مي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قصه حـــــــــوا
    حـــوا پـــر است انــگــار از يـك نگــاه مبـــهم ......... از يــــك ســوال تــازه، از فكــــر هـاي درهــــم

    در كوچـــه هــاي تــازه پـا مي گــذارد انگــــار ......... از عشق مي ســرايد، از عطــر ياس و مريـــم

    گاهي اسير

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نمی دانی
    دلـــم بــراي تـو پــــر مي كشــد نمي دانـي ................. هر شب اشكم به سحر مي كشد نمي داني
    چارديوار سرد خانه می شود یک حصار ............. غم از آن سوی، چو ســــر مي كشد نمي داني
    نـگاه تـو در نگاهـــم عقـل و دل را هـر بار ........

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تو کی بودی
    تو كي بودي اي غريبه كه منو به غم سپردي
    از تو آسمون چشمام شب به شب ستاره بردي
    تو كي بودي اي غريبه كه دل منو شكستي
    توي دست باد و بارون قلب شادمو فشردي
    شبا زير نور مهتاب ،‌بي صدا و خيلي آروم
    من به پات گريه مي كردم، اش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar با تو کبوترم
    مـن در كنـار تـو...گويـي كبـوتــرم ـــــــــــــــــ با ياد چشم تو... تا عشق مي پرم

    آرام و سـركشـي،‌ آبـي و سـربلند ـــــــــــــــــــــــــ انگار فكر توست هرلحظه در سرم

    در قلـبِ مـن تويـي يـك باغ لاجورد ـــــــــــ

    ...

    نمایش کامل شعر