آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

مرتضي نويد

  • avatar دل


    نازنینم همه در وصف تو بد می گویند
    حال و احوال مرا روز و شبم می جویند

    همه گویند چه سان ساخته ای با غم او
    میخ سردیست که بر سنگ دلم می کوبند

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ناز نگاه
    عمریست سیه پوش غم عشق تو هستم

    احرام طواف گل رویت همه بستم

    تا برنکشم در بغل آسوده نخوابم

    کی می رسد ای یار به دامان تو دستم

    هر ناز نگاهت به سر انداخته شوری

    غیر از تو در خانه اغ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نیایش
    شب و ديدار يار و نغمه عشق
    مصفا محفل و ديوانه عشق

    به ساز دل نوا و آه جانسوز
    به شمع ماتمش پروانه عشق

    دريغ و حسرت و افسوس و صدآه
    بدين سان باده و پيمانه عشق

    به هر قدري كز آن را پر بنوشي
    زدستت مي رود هنگامه عشق

    نه ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ديوانه عشق
    در انجمن باده فروشان بشنیدم

    اینجا همه درمان مریضان بفروشیم

    رفتم که علاجم کند آن ساقی می نوش

    احوال مرا دید و بفرمود نکوشیم

    هر در زدم از درد رهایم کند اما

    جز باده دوایم نشد آن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اسير عشق
    نگاهي كردم اندر روي ماهش

    دو چشمان سياه و آن نگاهش

    بلرزيد اين دلم چندان كه ناگه

    همي ترسيدم افتم زير بارش

    فرستادم هزاران نامه شايد

    كند نيمه نگاهي زير پايش

    ولي

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قرار
    گفته بودم که بیایی لب آن رود پرآب

    تا کنم سیر نگاهت نشوی دیده پرآب

    شب مهتابی و من غرق نگاه

    گرمی دست تو در دست من آه

    اثر لحن دل انگیز کلام تو زدل

    شب شد از چشم سیاه تو خجل...

    نمایش کامل شعر