آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

سروش کیومرثی

  • avatar به ازین چه شادمانی
    ز خزان گنه نباشد خفقان گلستانی
    سندی طویل دارد ضربات زندگانی

    "به ازین چه شادمانی؟" گون از جهان مپرسد
    که به باد هر بیابان بدهد عنان جانی

    چه خوشا نوای سازی ز شراب زخمه اما
    نه من اعترافِ سازم، نه تو جام پنجگانی

    به زبان شاخه‌

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ملامت
    به بال خسته ام پری که طعم التیام بود
    نه عافیت که آفتی ز مستی مدام بود

    چه سخت چون سحرگهی ز پشت شیشه سوختن
    به حرم پر شرار او که مهر بی دوام بود

    شکست شاخ و برگش ای تبر! به قلب من بزن
    که ظالمانه سرد شد دمی که مستدام بود

    محبت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مهر دل
    دلم دریده دوران آن دو چشمان نیست
    سرم گریخته بر منتهای دامان نیست

    لبش چو معجزه ای بر فراز نیمه شده
    ولی تفاوت این مه شکاف آنان نیست

    اسیر مهر دلم نی فقیر ماه رخش
    حدیث لعل لب و طره پریشان نیست
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ودیعت
    اگرچه در خم زلف نگار می نگریم
    ولی نه با دل خاکی به یار می نگریم

    زمست نرگس چشمش که تا میان و برش
    به رد پای خداوندگار می نگریم

    ودیعتی که ازل در نهاد ما بنهاد
    نگر که در طلبش بی قرار می نگریم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باشد که بر نگردد
    جام جگر شکستم تا دردسر نگردد
    تا خون دل دگربار سد بصر نگردد

    کانُت أنیسُ روحي راحَت مَعَ الدُموعي
    بر بی وفایی یار کوهی سپر نگردد

    باران عشق بنگر بر دشت شه نشینش
    کاین بی دریغ ریزد، وان بارور نگردد

    ...

    نمایش کامل شعر