آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

معصومه عرفانی

  • avatar چشمهایت
    چشم هایت همچنان دریاست ، طنازی نکن
    هم دل دیوانه ام رسواست طنازی نکن
    تا من آشفته دل در کنج این ویرانه ام
    غم درون این غزل پیداست طنازی نکن
    آسمان شهر من از چشم توآبی شده
    با تو هر روزم پرازفرداست طنازی نکن
    شهره

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar لالایی
    لالالالا دلم خونه
    شقایقها چه محزونه
    دل آشفته رنجورم
    ببین آخه چه داغونه
    لالالالا حسین من
    دل زهرا پریشونه
    عدو کرده زمینگیرش
    عجب دنیای وارونه
    نمی مونم که مادر من
    که اشکم رو ببین خونه<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غزل بانو
    غزل بانو چش عسلی چشما تو وا کن
    منو تو آینه اون چشات نگا کن
    آخه دیوونه شدم برق نگاهت
    عزیزم دوست دارم منو صدا کن
    تو همه عمر منی بیا کنارم
    غم و غصه هاتو از خودت رها کن
    طاقتم تموم شده بسه دیگه
    نرو تو پیش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مرغک
    مرغک بی بال و پربودم که در کنج قفس
    ناگهان پرواز کردم مبتلا شد این دلم
    یاد
    یادی از دل کردم و صد آه از جانم گرفت
    من نمیدانم چرا انیگونه بنیانم گرفت
    حرمان
    او نشاند تیر جفا بر قلب من آخر چرا ؟
    منکه با دردو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ابر
    تو را از ابرها پائین تردیدم
    انقدرکه دیده نمی شدی
    هم سطح ‏ آسمان
    آسمانی که ابر نداشت و می بارید
    زمین هر لحظه خشک ‏ و خشکتر میشد
    تو را در کهکشان دیدم
    چه سوت و کور بود
    ابر آمدو نشست و چه آفتاب سوزانی
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar انا لله و انا الیه راجعون
    شمع
    همچو شمعی سوخت اکنون لحظه هایم ازغمش
    کنج این خانه که ماندم درعزا و ماتمش ‏
    زد شرر برجسم و جان من خدارا شاهدی
    منکه غمخواردلش بودم زمانی همدمش
    تا که رفت از خانه بیرون و نیامد او دگر
    راز دل با من نمی گفتش ک

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خسته
    خسته ام خسته بگو تو نفس آب کجاست

    سجده گاه من غمدیده به محراب کجاست

    همه شب تا به سحرحس شکفتن دارم

    آنکه آید چو زند حلقه براین باب کجاست

    دردلم خون و جراحت همه از زخمه شده

    آسمان ،

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دنیا

    وقتی دنیا برا من سیاه میشه
    دل تو سینه همه اشک و آه میشه
    میرم اونجایئ که عاشقا باشن
    همه ی چشام اونجا نگاه میشه
    میشینم به انتظارش تا بیاد
    همدمم این آسمون و ماه میشه
    وقتی بارونی میشه چشای من
    یا دل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آسمان
    یک آسمان دردو فراق و حسرت وغم مینویسم
    با این دل شوریده و دیوانه هر دم مینویسم
    گفتا قلم از دست من تنگ آمد امشب باز نالم
    گفتم که باشد مابقی را من دگر کم مینویسم
    مسافر
    مسافر کم تو بیتابی کن امشب
    تو بیماری و می

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مادر
    با غمت اکنون چه سازم مادرم
    گو کجا رفتی که اکنون از برم
    قاب عکست را تماشا میکنم
    با دلم این درد حاشا میکنم
    یاد آن رازو نیازت نیمه شب
    با غم و دردم که میسوزم زتب
    آن دعاها ذکر یارب یاربت
    گریه هایت آه جان

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دیوانه
    کجا شد این دل دیوانه من
    دل شوریده و ویرانه من
    ندارم که دگر شورو نشاطی
    بجوید این دل افسانه من
    نمی بینم که در بیغوله اورا
    همان شمع و همان پروانه من
    چه سازم با غم و درد جدایی
    که خون گرید زغم کاشانه من
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قفس

    قفس لبریز از این غصه و غم
    چه سازم منکه با این اشک و ماتم
    همه نخهای اشکم بافتم من
    لباس این دلم گم شد به عالم

    غزال
    غزال من سفر کردی چرا تو ؟
    از این خانه گذر کردی چرا تو ؟
    تو را گم کرده ام

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زخمه

    انقدر زخمه زدی تا که شکستی تارم
    که شده گریه همه روزو همه شب کارم
    دل دیوانه شناور شده در خون به قفس
    چه کنم چاره ندارم همه دم بیمارم
    دنیا
    تا که بازیچه گرفته تو رو دنیا بی خیال
    تو به ویرانه شدی پاک تک و

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باده
    باده
    گفتم باده چاره گر غم شود ، نشد
    زین باده آتش جگرم کم شود ، نشد
    میسوزم همچو شمعی در این دیار
    شوریده دلم یکباره گم شود ، نشد
    دیوانه شد دل من کنج این قفس ببین
    اشکم ز دیده همه دم جم شود ، نشد
    داغ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دیوونه
    پیشه این دل تو بشین و دیوونه رو رها نکن

    آخه اون عاشق شده عشقش و برملا نکن

    گریه هاش بدجوری پاک این دلمو آتیش زده

    تا بهش میگم نرو از خونه بیرون اون میگه

    منو از این همه دردو غم دیگه جدا نکن
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دنیا

    وقتي دنيا برا من سياه ميشه
    دل تو سينه همه اشك و آه ميشه
    ميرم اونجايئ كه عاشقا باشن
    همه ی چشام اونجا نگاه ميشه
    ميشينم به انتظارش تا بياد
    همدمم اين آسمون و ماه ميشه
    وقتي باروني ميشه چشاي من
    یا دل

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar صیاد
    چه سازوم مو زدست جور صیاد
    که داده آشییونوم رو چو بر باد
    چو کولی می روم منزل به منزل
    همو لیلای مجنون رفته از یاد

    شمع
    به شمع گفتوم غموم رو سوخت امشو
    جهانی رو که او افروخت امشو
    پشیمون کرد موره ا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ناله
    نالم هر دم از فراق یار او یار منست
    غمگسارو همنشین این شب تار منست
    بر سرکویش بگریم تا سحرگاهان همه
    عاشقم دیوانگی آخر همه کار منست

    دل
    که من تنها به تو دل بسته بودم
    غزل شعرو ترانه وسرودم
    همه ر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غزلک
    غزلک برق نگات کرده دلم رو دیوونه
    میدونی عشق تو توی دل من شد بهونه
    یجوری هواتو گرده دلم اینو میدونی ؟
    کنج بیغوله نشسته آخه اون تو زندونه
    اون میخاد پر بکشه تا که بیاد پیشه دلت
    ولی افسوس که نداره پرو بالی حیرونه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar چل تکه
    دلم چل تکه شد کو تکه هایش
    نمی آید بگوشم هوی و هایش
    کجا رفته خدا را این دل من ؟
    که در سینه غمی مانده به جایش

    اندوه
    نمی پرسد کسی اندوه من چیست
    سبب ساز دل پر خون من کیست
    دل شوریده و سر گشته ی م

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar میخانه

    از این میخانه تا میخانه مستم
    دل دیوانه ای دادی بدستم
    خراب آباد عشقم خسته از درد
    الا ساقی که من دل بر تو بستم
    شیون
    شیون مکن ای دل که بردی تو قرارم
    دیوانه شدم از بر تو تاب ندارم
    بگذار بسوزم ز غم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ظلم

    به جانم ظلم بی اندازه ای عشق
    به شعرم رنگ و بویی تازه ای عشق
    ربودی این دل بی دست و پایم
    تویی تو شهر پر آوازه ای عشق
    میخانه
    خمار آلوده ام امشب در اين ميخانه ات هستم
    الا ساقي بده مي را كه من ديوانه ات هس

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شطرنج
    من مگر مهره شطرنج تو بودم مرا چرخاندی
    بارها دور زدی صفحه تقدیر مراگرداندی
    دست ویرانگر تو بود به هر سویم برد
    همچو بازیگر قهار ، مرا سوزاندی
    لباسی بافتم
    لباسی بافتم از تارو پودم
    برای او که بود همچون وجودم
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مادر
    به چینهای پیشانی تو قسم
    به حال پریشانی تو قسم
    به قد کمانی ، موی سپید
    به عطر گل افشانی تو قسم
    به سجاده و مهر و تسبیح تو
    به لا لای عرفانی تو قسم
    به راز و نیازت به وقت سحر
    به چشمان بارانی تو قسم
    ت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نوا
    نوای نی نوایی رو دل مو
    خزونو پیکر این حاصل مو
    نیستونی بوسوزه آتیش دل
    به سینه بوده این آب و گل مو

    باران
    بزن بارون و لیلا رو خبر کن
    به دشتستون تو صحرا رو خبر کن
    تو پر کن عطر لاله های عاشق

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar لانه
    به روی شاخه ای من لانه ام بود
    تمام سالها آن خانه ام بود
    نسیمی آمدو از جای کندش
    دلم در گوشه ویرانه ام بود

    زلزله

    دیشب که آمد زلزله خانه خرابم کرد و رفت
    با این دل مجنون من نقش بر آبم کردو رفت
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar محرم
    محرم
    نبود او محرم رازم در این بیغوله ام یک دم
    هزران آفرین بر غم که او بوده برم محرم
    ساقی
    دلی دیوانه دارم ساقی امشب
    در این میحانه زارم ساقی امشب
    هجران
    دردو داغ و غم هجران تو سوزان مرا
    با دل ما تو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar غصه و غم
    توی شعرم همه غصه و غمه
    دردو رنج و همه اشک و ماتمه
    میدونی تقدیر من بود بسوزم ؟
    آخه امواج تو چشام که هر دمه
    زمونه با من نساخته میدونی ؟
    این همه دردو فراق برام کمه ؟
    میزنه آتیش به جونم همیشه
    شاید اون ر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دیوونه
    به من گفتی که دیوونه
    برو دیگه از این خونه
    باشه میرم همون لیلا
    شده عاشق که مجنونه
    میگردم کوه و صحراها
    بر مجنون که حیرونه
    نمیدونم کجا رفت اون
    دلم یک چشمه ی خونه
    که غم شد مونسم آخه

    ...

    نمایش کامل شعر