فرصتی بی نظیر - در اولین مجموعه کتاب آوای دل حضور داشته باشید برای توضیحات بیشتر بر روی این نوشته کلیک کنید

كودك احساس

 

 

چشم می بندم بر اين دنيای سرد
و ارزوهایم بسان کودکی
می دود سر شار از ناپختگی
در خيالم عاری از هر رنج و درد
 

دست در دست تو دارم بی هراس
اسمان رنگ وفا دارد بخود
در میان جنگل انبوه مهر
نغمه ها جاريست همچون عطر ياس
 

می چکد باران  به ضرب اهنگ مهر
و دلی مشتاق ديدار خدا
شادمان از ريزش باران عشق
دست خود از کينه می شويد به مهر
 

کودک احساس من در دشت باز
بی هراس از گرگ در بين رمه
خسته از بازی ميان بره ها
می کشد خود را ميان خواب ناز
 

سوز سرمای حقيقت می درد
پرده خواب دو چشم خسته را
مادر احساس من وحشت کنان
کودک خود را به داخل می برد
 



عباس امیر نژاد