آخر ز داغ تو خـــون گــــــــريه مـي كنم
در خود شكستم و به برون گريـــه ميكنم
يك روز و هفته يا كه به سالي نبوده داغ
عمريست من به داغ قـــرون گريه ميكنم
عقلم به عشق برد و به تيغـــم جواب داد
از عشق تا به عمق جــــنون گريه ميكنم
حيف است گريه گاه نشــستن به پيش تو
دور از تو خرد و خسته كنون گريه ميكنم
تا بسته راه بغـــــــض من اين ماتم درون
كم بود ناله تا كه فــــــــــزون گريه ميكنم
ديگر نه خنده مي زند اين روي غمگسار
بر هيكل ستم كــــــش دون گريــــه ميكنم
سرخ است گرچه باز دو چشمانم از فراق
من بر امـــــــيد خوار و زبون گريه ميكنم
29/7/88
سلام...زیبا بود استاد...به وبلاگ این حقیر هم سری بزنید.........برجان
من كه خيلي لذت بردم
با تشكر از شعر خوبتون
با سلام
اطلاعيه :
خبر تولّد شعر جديد بنام « زلال »
در دوّم بهمن 1388
كليك : www.dadazolal.blogfa.com
___________________________
زبان نو و ساختار شكني در شعر
( جرّاحي و عمل )
( بخش دوّم )
كليك : www.dada6.blogfa.com
سلام. زیبا بود. من هم فکر میکنم مصرع اول نیاز به اصلاح دارد. به وبلاگ من هم سر بزنید. خوشحال میشم از نظرات سازندتون برای بهتر شدن شعرهام بهره ببرم.
http://jadeyetanhaei.persianblog.ir
ديگر نه خنده مي زند اين روي غمگسار
بر هيكل ستم كــــــش دون گريــــه ميكنم
باز هم خیلی زیبا بود .موفق باشید.
سلام
شعرتون خیلی قشنگ بود
موفق باشید
با سلام. مثل همیشه زیبا بود. در پناه خدا پاینده باشید
دوست گرامی
امیدوارم همیشه خندان باشید و این گریه ها فقط در شعر زیبای شما دیده شود. لذت بردم و متشکرم از این همه احساس زیبا و ستودنی که به ما هدیه شد.
پایدار باشید
باسلام خدمت تمامي دوستان- مصراع اول نياز به اصلاح دارد (آخر ز داغ عشق تو خون گريه ميكنم) ممنونم