فرصتی بی نظیر - در اولین مجموعه کتاب آوای دل حضور داشته باشید برای توضیحات بیشتر بر روی این نوشته کلیک کنید

در استوای گرم تنت آب می شوم

 

 

در استوای گرم تنت آب می شوم
وقتی که راهی سفر خواب می شوم
 

امشب دوباره آینه می شوی، من هم
نوری که می آیم و بازتاب می شوم
 

گفتم بهار آمده این بار سبز - که نه -
طرحی شبیه یک گل مرداب می شوم
 

من توبه میکنم و روزی هزار بار
قربانیم نمی کنی و بی تاب می شوم
 

من بی قرار آمدنت می شوم ببین
چیزی شبیه قطره ی سیماب می شوم
 

خورشید قصه ی تبخیر من تویی
حالا اسیر پنجه ی آفتاب می شوم
 

دیشب ستاره آمدنت را نوید داد
تا لحظه ی طلوع تو مهتاب می شوم
 

"والله که شهر بی تو مرا حبس می شود"
از شهر چشمهای تو سیراب می شوم...

 

86/6/3



یسنا فاضلی