ترجمه
سنگ غم بشکست اگر این قلب ویران شده را
نیست بفهمدکسی غیرازنگارم دردپنهان مرا
سعی کردم نفهمند بیگانه ها احوالم را
درخانه قلبم همیشه غم شد مهمان مرا
خیلی ها فکرمی کردنندکه من یک فردخوشبختم
با آه وناله سپری شد ولی دوران من
بازنمی کنم اسرارم رابه جز دلبرم به بیگانه ای
چونکه به جزاو جانانی نیست در عالم مرا
رسم مان است تا کسی نمرده باشددرکش نمی کنیم
عالم انسان بماند در عالم حیران مرا
خیلی چشمها خوابیدند به جز نگارو من
دلبرم را نازکردم شروع شد طوفان من
من درعشق یک نگاریک عمریست مست شده ام
عالم مستانه گی گشته باغ و بستان مرا
باقری در میخانه عشقش پیمان بسته است
با ساقی و میخانه عهد و قراریست مرا
5 نظر