دل از غم مرد و تيمارم نكردي
نگه بر چشم بيمارم نكردي
مگر جز عشقت اينجا ياوري شد
كه يادي در شب تارم نكردي
ترا يك بوسه خواهم جان شيرين
اجابت تا كه يك بارم نكردي
گل روي تو جستم در گلستان
گلي يا بلكه اين خارم نكردي
ترا مي جستم و غير تو هر گز
نظر بر سوز و اصرارم نكردي
صفا دادم به جانت اي دريغا
جز اين صد فتنه ام بارم نكردي
دل از اين زخم هجران مرد و آخر
تو يكدم فكر ديدارم نكردي
چه ديواري ز غمها مانده اميد
خراب اين سخت ديوارم نكردي
13/05/87
ر- اميد
9 نظر