از اين عشق يادم مي كني؟

 
 من شبي مي ميرم از اين عشق يادم مي كني؟
 بي سواد مكتب عشقم ، سوادم مي كني؟

 در سكوتم مي كشم صد ناله از اين سوخـتن
 گوش دل بر نعره هاي سرد دادم مي كني؟

 سوختم ، خاكسترم را از براي عاشقان
 در دل اين كوه ودشت و جان بادم مي كني؟

 يك گذر بر مسكن سرد من و اين خاك گور
 با كلام عشق مي آيي و شادم مي كني؟

 آتش جانم از اين نامردمي افروخته
 يك نظر بر آه گرم اين نهادم مي كني؟

 جان و سر در مكتب اين عشق دادم اي دريغ
 اي امام عاشقان حكم جهادم مي كـني؟

 عاصيم بر درگهت اي عشق، اميّدم كجا؟
 گوش دل بر آتش اين انتقادم مي كني؟

 
 
13/3/87 

4 نظر

با سلام.
تبارک الله،قابل تحسین بود.
پایدار باشید.
با درود.

با سلام خدمت سرور گرامی

چند مطلب اخیر شما را خواندم همگی زیبا و خواندنی بودند دستتان درد نکند.

پایدار باشید.

جناب امید سلام. مثل همیشه فوق العاده بود. دست مریزاد. ذوق شما ستودنی است. در پناه خدا پاینده باشید

ارسال نظر