توی ِ چشمان تو افتاد نگاهم در خواب
و پرید از قفس پنجره آهم در خواب
مثل رودی که به دریا گذرش می افتد
عاقبت خورد به دریای تو راهم در خواب
نه فقط من که خدا هم به خودش می بالید
چون در آغوش تو بخشید گناهم در خواب
یوسف از دامن یک چاه زلیخایی شد
تو رها کردی از این دامن چاهم در خواب
همه ی عمر شنیدم که تو خواهی آمد
و به چشمان تو افتاد نگاهم در خواب
محمود اعظمی
7 نظر