فرصتی بی نظیر - در اولین مجموعه کتاب آوای دل حضور داشته باشید برای توضیحات بیشتر بر روی این نوشته کلیک کنید

شب مدار

 

در سياه شب مداران آمديم

مُتّحد با جمع ياران آمديم

تا كه گردد روز يلداي سياه

برسَمند شب شكاران آمديم

در حِجاب غُنچه هاگُم بوده‌ايم

سينه چاكان در بهاران آمديم

سُنبل وسوري وسوسن آن ماست

نغمه بَر لب چون هَزاران آمديم

گر زجوري تن غُباري گشت وابر

اين زمان در آب باران آمديم  

خاك اگر مارا اسير خويش كرد

در زُلال چشمه ساران آمديم

موج خيزي بود درياي جُنون

ما زبَحر بي قراران آمديم

شهر گُمنامان ندارد هاي وهوي

ما زمُلك نامداران آمديم

رو بشو در باده آن سجّاده را

ما زنسل ميگساران آمديم

نور چشم آن نَبي در دست ماست

ما زِمصر شهرياران آمديم

گو بساط عيش را بر پا كُنند

دست در دست نگاران آمديم

شعر «سينا» عطر ورنگ تازه يافت

تا زچين گُلعُذاران آمديم

رحیم سینایی  تابستان 1374



رحیم سینایي