بعد ِ تو
زیر پای رفتنت جان میدهند
برگهای زرد این دفتر شبی
ابر ِغصه میکند با رعد ِ بغض
کوچه ی چشمان من را تر شبی
دستهای بیکسی در انزوا
بر در این غمکده کوبند آه
قارچ های سمی ِ حسرت غروب
در درون باغ دل رویند آه
تا تو هستی عقربک های حسود
تند و تند از روی هم رد میشوند
تا کند شب عمر یلدا بعد ِ تو
روبروی راه هم سد میشوند
کادوی میلاد من غم میشود
در شب بیست و نه اردیبهشت
روی قبرم جای تاریخ وفات
روز بودن بی تو را باید نوشت
اهواز 29/10/1387
ارسال نظر