*** دههي فجر مبارك باد ***
گو به شيرين بيستون آباد شد
سنگ خارا دشنهي فرهاد شد
باغ سرسبز اميد و شور و عشق
از لهيب كوه غم آزاد شد
تك درخت پير و فرتوت وطن
ناز و زيبا بِهْ ز هر شمشاد شد
صيد خون آلودهي دشت ستم
همچو تيري بر تن صيّاد شد
از درون خون برون شد پيكري
رو به دشمن خنجر فولاد شد
واندگر افتاده در گرداب مرگ
خنده بر لب آمد و دلشاد شد
نالهها در قيد و زنجير سكوت
گوش دژخيم زمان فرياد شد
گو به شيرين اي عروس كوه و دشت
خيمهي دل حجلهي داماد شد
كوهكن را گو شهيد راه عشق
داد دلگيرم، چو عدل و داد شد
ياد مظلومان كجا از دل رود
"هاتفا" گر ظالمي از ياد شد
آنكه تاج از تارك ما بر گرفت
تاج و تخت سلطنت بر باد شد
بهمن ماه 1387
4 نظر