مقصد ما به كجاست ؟
كه بدينگونه شتابانيم
نه نگاهي به عقب
نه نگاهي به جلو
هيچ پرسيم زخويش
زچه رو
بعد يك قرن كه ما
ره سپرديم ، چرا ؟
باز هم اول راهيم هنوز
باتني خسته تر از قرني پيش
ودلي ياس آلود.
نظر من اين است
بايد اين باور بس كهنه زخود دور كنيم
باوري نوجوييم
آب از چشمهی ديگر نوشيم
واگر چشمه همان چشمه بود
آب با كاسهی ديگر نوشيم
بايد انديشه كنيم
حرف كمتر بزنيم
بيشتر بنويسيم
بيشتر گوش كنيم
به جهان و همه چيز، جور ديگر نگريم
وسپس ، خويش را و ، همه را
توي يك چشمهاي از باور سبز
شستشو داده ، و تطهير كنيم
توبيا
تا من از صفحهی انديشه خود بزداييم
و به ما فكر كنيم
رحیم سینایی سه شنبه 23/10/1382
آقای سینایی عزیز
سلام، کاش تمامی انسان ها با این نگاه به زندگی و حیات می اندیشیدند. دیگر نه جنگی بود و نه رنجی. همه شناخت بود و ساختن، و "تو"، جان جانان هستی بود و حضورش همه عشق.
صمیمانه می گویید و دل نشین.
لی لی نبوی
سلام عمو سینایی ِ خوبم
همیشه از خوندن اشعارتون لذت می برم احساسات رو بی نظیر توصیف می کنید و به تصویر می کشید.
خیلی خوشحالم که در آوای دل هستید
پاینده باشید و سربلند
سلام جناب سينايي
سخنان زيبا وحكمت اميزي را بيان كرديد.
موفق وشاد باشيد.
سلام استاد مهربان
چقدر دلم برای اشعار زیبایتان تنگ شده بود.
خیلی زیباسرودید استاد خیلی!
برایتان از صمیم قلبم آرزوی سلامت و موفقیت دارم و باز هم منتظر اشعار سبز و دلنشینتان هستم./
ممنون هرچند من نتیجه گرفتم نسل ما( احتمالا من و شما از یک دوره ایم) به اندازه کافی صدای گلوله شنیده و متشنج شده شاید نسل بعدی آرومتر و بهتر بتونه دنیا رو اداره کنه
البته امیدوارم چون ظاهرا هنوز دغدغه های اینگونه پیشونی نویس نسل ماست