مقصد ما به كجاست ؟
كه بدينگونه شتابانيم
نه نگاهي به عقب
نه نگاهي به جلو
هيچ پرسيم زخويش
زچه رو
بعد يك قرن كه ما
ره سپرديم ، چرا ؟
باز هم اول راهيم هنوز
باتني خسته تر از قرني پيش
ودلي ياس آلود.
نظر من اين است
بايد اين باور بس كهنه زخود دور كنيم
باوري نوجوييم
آب از چشمهی ديگر نوشيم
واگر چشمه همان چشمه بود
آب با كاسهی ديگر نوشيم
بايد انديشه كنيم
حرف كمتر بزنيم
بيشتر بنويسيم
بيشتر گوش كنيم
به جهان و همه چيز، جور ديگر نگريم
وسپس ، خويش را و ، همه را
توي يك چشمهاي از باور سبز
شستشو داده ، و تطهير كنيم
توبيا
تا من از صفحهی انديشه خود بزداييم
و به ما فكر كنيم
رحیم سینایی سه شنبه 23/10/1382
5 نظر