به شمع پر غرور دل دوباره فوت مي كنم
گلايه وار، آمدم ولي سكوت مي كنم
اشاره ام اگر كني ستاره ي تو مي شوم
دوباره توي جوّ تو شبي سقوط مي كنم
هميشه دست هاي من به سمت آسمان تو
دعاي خير راه را در اين قنوت مي كنم
شهاب پر كشيده ام به سمت برزخي دگر
و آسمان عشق را پر از خطوط مي كنم
شبيه نور مي شوم شبيه رد پاي ماه
نگاه عاشقانه اي به اين هبوط مي كنم
11آبان ماه87
اميدوارم با ارسال نظرات خوبتون راه گشای اشکالات شعری ام باشيد
سلامی چون مهر
زیبا سرودی مثل همیشه اسماعیل عزیز
قافیه ها رو زیبا پیدا کردی مرحبا
آسمون قلمت سبز و دشت دلت بهاری باد
یا حق
سلام
قبلاً هم گفته بودم که خیلی قشنگه
راستی اون کار مشترک رو هم گذاشتم توی سایت یه سری بهش بزن
فعلاً...
سلام آقای زارعی عزیز
بسیار زیبا و مثل همیشه متفاوت و دلنشین . بسیار لذتبخش سرودید آفرین بر شما . من که ایرادی در عروض ِ ابیات نمی بینم .
پاینده باشید
به شمع پر غرور دل دوباره فوت مي كنم
گلايه وار، آمدم ولي سكوت مي كنم
سلام
گلايه وار آمدم ولي سكوت مي كنم
ماشالله!
قافيه ها سخت بودند ولي خوب كار كردي فقط بيت آخر مي تونست ارتباط محكمتري بين مصرع هاش برقرار بشه. و اينكه توي مصرع 8 كاربرد حرف (و) رو قشنگ حس نكردم. حرف (كه) مناسب تره به اعتقاد من.
البته از شعر قبلي من نه اينجا - جاي ديگه انتقاد سختي شد به خاطر استفاده از قافيه هايي با اين شكل! البته من پذيرفتم ولي اعلام كردم كه با قصد چنين نوشتم. حالا اين ايراد بر شعر تو هم وارد هست. ميگن مجاز نيست اينطور نوشت - ما هم گفتيم چشم ...
سلام اسماعيل جان
شعر شما مانند هميشه زيبا بود و با احساس در مورد نقد هم من در حدي نيستم كه اين كار را بكنم وبقيه خصوصا خانم طاهري زيبا نقد ميكنند وبي شك اگر اشكالي داشته باشد به شما ميگويند.
موفق وشاد باشيد.