قدر مسلم که نوا ساخته ؟
آنکه مسلم شده دل باخته
سر به در ساقی مستان زده
پا به سر هر دو جهان ، فاخته
دیده نهادست به قدمگاه یار
قیمت عشق اینهمه پرداخته
بازی رندانه دون جهان
نوبت او تاس نیانداخته
زین همه نامردی دون پروران
با همه جور زمین و زمان
باز ز خاکستر منصوریان
دود "انالحق" برود آسمان
تاجگذاری ببنماید که هان
تاج ز تاراج زمان در امان
چونکه بود شاه ز شاهنشهان
شهره شهر شاهد شهد گران
لیک همانگونه که افتاد بخت
دور زمان تا پس او داد تخت
باز به یک غمزه نیرنگ فام
باز دل حضرت سلطان شکست
باز یسارانه رساند اکتسار
باز یمینه دل ایمن گسست
باز نزار و نذور و نظار
هر سه فدا کرده سر از انتظار
باز مقدر ، غرور ، اقتدار
هر سه فدایی بره یک قرار
هرچه بر آن دارِ مدارش، مدار
بود ز یارش نفسی یادگار
هرزه هزاران حذر از حاضران
بی اثر افسونه ی افسونگران
شاه چو ویرانه به ویران رسید
صف سفر کرده سفیران رسید
هیچ مقرر نه به سامان رسید
هیچ مکدر نه به کُردان رسید
فصل شهنشاه به زمستان رسید
هم هوس هم هوش هراسان رسید
جان به لب صاحب دوران رسید
آه که شه دیده به در دوخته
آه که بیدل شد و دلسوخته
هیچ ندیدست و نیاموخته
جز هوس یار نیاندوخته
قدر مسلم که نوا ساخته ؟
آنکه مسلم شده دل باخته
سر به در ساقی مستان زده
پا به سر هر دو جهان ، فاخته
وتا نوایی هست این گرد میگرده
از تمام دوستان ممنونم بخاطر ابراز لطف در ارسالهای قبلی مخصوصا در "جناب بوم ..." اگه یک کم صدای اسپیکرها رو بالا ببرین این صدای قلب منه که از شرم و هیجان تندتند می زنه فقط می تونم بگم مخلصم دمتون گرم
مورد بالا را برای یک عمر تکرار می کنم
جناب محامی از توجهتون ممنون بعد از ارسال متوجه شدم ولی به احترام چند تا از دوستان که شعر رو خونده بودند دستکاری نکردم درستش :
می تونی یه دریا بکشی؟ عمیق و تنها بکشی
دل بزنی به دریا، پاروی دنیا بکشی
که متاسفانه هنوز خودمم نمی دونم "پاروی دنیا" باید باشه یا "پا" روی دنیا!!
استاد حدادی مشتاقانه منتظر ایمیلم اگر فرصتی شد بذل توجهی که می فرمائید، توشه فردا می کنم
و باز هم کماکان مخلص
4 نظر