مائیم و
یک نفس که به پایان نمی رسد
تکرار می
شود و به ما جان نمی رسد
پهنای
باند سایت خدا کم شده ولی
سودی از
این خرافه به شیطان نمی رسد
از راه
می رسد سر تقویم سال نو
نام اسد
وَ ثور و به انسان نمی رسد
از کم
و کیف زندگی موش و عقربی
باور کنید
قصه به سامان نمی رسد
انسان
اگر که طالع نحسش هبوط شد
جرمش به
مار و سیب و گیاهان نمی رسد
تقویم
را برای من و تو نساختند
عاشق که
هیچ دم به زمستان نمی رسد
وقتی
لباس ذهن من و تو کثیف شد
هرگز خیال
ما به گلستان نمی رسد
آری
... دوباره خاک نفس می کشد ولی
از این
نفس به ما و شما جان نمی رسد
ای کاش
عشق را سر تقویم می زدیم
هر چند
... عاشقی که به پایان نمی رسد
25/12/87
سلامی چون مهر بر امیر عزیز
باز هم زیبا قلم زدید ، واقعا لذت بردم ، مرحبا
آسمون قلمتون سبز و دشت دلتون بهاری باد مهربان دوست
یا حق
سلام داداش امیر
امیدوارم حالت خوب باشه .
با خوندن شعرت یاد این شعر افتادم
حالمان بد نيست غم کم می خوريم
کم که نه! هر روز کم کم می خوريم
آب می خواهم، سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند
خود نمیدانم کجا رفتم به خواب
از چه بیدارم نکردی آفتاب؟؟
خنجری بر قلب بيمارم زدند
بی گناهی بودم و دارم زدند
دشنه ای نامرد بر پشتم نشست
از غم نامردمی پشتم شکست
سنگ را بستند و سگ آزاد شد
يک شبه بيداد آمد داد شد
عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام
عشق اگر اينست مرتد می شوم
خوب اگر اينست من بد می شوم
سال خوبی و برات آرزو میکنم
شاد باشی و سلامت
امیر عزیز سلام
وقتی لباس ذهن من و تو کثیف شد
هرگز خیال ما به گلستان نمی رسد
بی نهایت زیبا سرودید لذت بردم شاد و بهاری باشید .
راستی فکر کنم در بیت دوم یک خدا اضافه است اشتباه تایپی بوده حتما.
اینو گفتم تا بدونید سر سری نخو ندم شعرتونو.
یا حق
سلام بر امیر درخشان عزیز
ای کاش عشق را سر تقویم می زدیم
هر چند ... عاشقی که به پایان نمی رسد
آفرین .. خیلی زیبا سرودید!
بهترین آرزوها را برایتان در سال جدید دارم.
همیشه برقرار و پیروز باشید و در پناه حق.