با برداشت یک مصرع از شعرهای امید صباغ نو
هر شب برای چشم تو بیمار می شوم
در کوچه های ذهن تو تکرار می شوم
آوار درد ، رنج زمان ، رنگ ارغوان
در گیر و دار زندگی ام زار می شوم
تا جلوه می کنی به غزل ای غزال من
از واژه های غیر تو بیزار می شوم
وقتی صدای قدمهات می رسد به دل
من بی خیال ناله ی گیتار می شوم
« این کوچه های بی تو قدم می زنم بد است »
مثل امید ، تشنه ی دیدار می شوم
تا در سکوت بی تو شدن شاعری کنم
هر شب به یاد چشم تو بیدار می شوم
حالا تو رفته ای و من از درد بی کسی
در انتخای شعر و غزل خوار می شوم
شب می رسد و من صبح ، بی نشان
با آرزوی روی تو بر دار می شوم ...
عالي بود ممنون
رند عزیز سلام
فقط میتونم بگم که خیلی خیلی زیبا و دلنشینه بی نهایت لذت بردم دستت درد نکنه .شاد و سر بلند باشی .
سلام بر رند عزیز...
عیدت مبارک باشه...
ببخش دیر اومدم...
خیلی زیبا بود...قبلا هم گفته بودم...افرین به تو ...
خوب و خوش باشی...
به امید دیدار...
دروددددددد داداشییییییییییییییی
خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی زیبا ودلنشین بودددددددددددددددد به دلم مثل همیشه نشست. آفرین آفریننننننننننننننننننننننن.
پیروز باشی و سلامت.
سلام رند عزیز
بی نظیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر بود بی نظیر . احساس موج می زنه در تمام بیت ها . آفرین خیلی زیبا بود لذت بردم .
وقتی صدای قدمهات می رسد به دل
من بی خیال ناله ی گیتار می شوم
« این کوچه های بی تو قدم می زنم بد است »
مثل امید ، تشنه ی دیدار می شوم
موفق باشی منتظر شعرهای بعدیت هستم
سلام
...
چقدر اندوهناك به پايان رسيد ...
زيبا سرودي...