همه خدايي ام

 

خدايا خدايا خدايا تويي
همه دين و آيين و انديشه ام

دگر هر كجايي كه باشم خوشم
چو هستي تو بنيادم و ريشه ام

قناعت كنم با تو اين زندگي
تويي كارم و كسبم و پيشه ام

دل از تيرگيها بسوزد مرا
شكافم هم او چون تويي تيشه ام

همه هيچم و از سر لطف تو
چو شير ژياني در اين بيشه ام

به دور از رخت هيچم عايد نشد
تويي رونق و گرمي ريشه ام

بجويم تو را چونكه گفتم اميد
تويي كعبه و عشق هميشه ام

28/8/82

4 نظر

بی او که صفا ندارد این دل
بسیار زیبا بود و بسیار صادقانه، مرا به یاد گفتگوی شبان با خدا انداخت در داستان موسی و شبان مثنوی معنوی جناب مولانا. موفق باشی و بازهم با این حال و هوا ما را به حال و هوای دوست ببری
لی لی نبوی- تورنتو

به دور از رخت هيچم عايد نشد
تويي رونق و گرمي ريشه ام
سلام شاعر مهربان
بسیار زیبا سرودید . خوش به حالتان
موفق و پیروز باشید

بسیار بسیار زیبا بود امید خان

جناب امید عزیز
سلام
خوشا شما که به او تنها دل بسته اید
پیروز باشی

ارسال نظر