مصلحت سوزي

 

پاي را آهسته برداريد

گامها كوتاه

پشت هر ديوار

يكنفر در انتظار نكته‌اي ،حرفيست

لب فرو بنديد

گر كه قصد گفتگو با همدلي يا دوستي داريد 

بهترين جا پستوي خانه است

در خيابان بايد از

وضع هوا يا بُرد وباخت آبي وقرمز سخن گوييد 

جاي خنده خلوت خويش است

درمجامع ،گريه كردن ،تيره  پوشيدن

تسبيح صددانه را بردست پيچيدن

بهترين كار است

در ديار مصلحت جويان

مصلحت اين است

گركه مي‌خواهيد

آب از جام دگر نوشيد

چشم برديگر افق دوزيد

شعله‌اي در ذهن تاريكي بر افروزيد

در نخستين گام مي‌بايد

مصلحت سوزيد .

رحیم سینایی  

2 نظر

سلام به عمو سينايي
بسيار زيبا سروديد من هم با امير جان موافقم . قبلا هم گفته بودم عمو سينايي اخوان عصر ما هستند .
موفق و پيروز باشيد

استاد سنایی بی نظیر بود.
این نوع از اشعار شما مرا به یاد اسطوره شعر معاصر (از نظر خودم) " اخوان " می اندازد.

ارسال نظر