فرصتی بی نظیر - در اولین مجموعه کتاب آوای دل حضور داشته باشید برای توضیحات بیشتر بر روی این نوشته کلیک کنید

فانوس دریایی

  fanos.jpg

شب تیره سر شد سپیده دمید
گذشت انتظاری ز نو سر رسید

عجب آن ز در این ز درگه مرا
خدا را مبادا کسی این شنید

که فانوس دریا میان کویر !!
ز خوبان کسی زآنچه گفتم ندید

یبا منتظر مانده بر دیده ام
شب و ماه و مهتاب دریا مزید

یکی قایق و ، ناخدایش منم
به دریا که دشمن چو دیو سفید

نترسی ز گم گشتن ای نوگلم
که فانوس دریا به ساحل به دید


بخوان تازه تر هرچه خواهی بگو
که امشب تویی ناخدا را امید

که فردا شود جمعه بازار و من
ترانه سرا ، جان جان شد پدید

اگر بی نشان را ندیدی بدان
به دريا شب ِ ديشب و ناپديد



شمس الدین عراقی