ای کاش می شد از همه ی عاشقی گذشت

 

دیگر به کوی دل، گذاری نمی کنی
دیگر برای بودنم کاری نمی کنی
داری به دست خود مرا از دست می دهی
دیگر به دست خود مرا یاری نمی کنی
چشمم اسیر چشم تو گردیده بی وفا!
دیگر به عشق من وفاداری نمی کنی
یک روز خواهشت شدم،اما دگر..نه
دیگر به قصد دلم شکاری نمی کنی
هر روز دیده ای که دلم زار می زند،
در پیش دیده هات و دلداری نمی کنی
هر روز می زدم دم از مهر نگاه تو
امروز این تویی که جز خواری نمی کنی؟!
ای کاش می شد از همه ی عاشقی گذشت
از عشق چون تویی که میان داری نمی کنی
می شد صدا کنی و بخوانیم و بشنوی
از هر چه می توانی و ...باری ، نمی کنی
من می گذشتم ازغریبی شهر تو
اما تو غربت مرا کاری نمی کنی
شاید که بگذرم از همه ی خاطرات تو
حتی بگویی ام، دل آزاری نمی کنی
اما نه! من که مثل تو بی جنبه نیستم....
حالا بگو، چرا "صبا" داری نمی کنی؟؟!!
13 / آبان / 1387


13 نظر

سلام دوست گرامی ام

به تازگی با اشعار سپیدم به جمع وبلاگ نویسان مجازی پیوستم

مرا که بخوانید خوشحالم خواهید کرد ..

موفق باشید .

سلام خانم جاني
شعر وغزل زيبايي بود ولذت بردم از خواندنش وراستش را بخواهيد نزديك به يكي از اشعارم از دفتر گلشن بود ولي انصافا اين شعر خيلي زيباتر بود در زير شعر را تقديم به احساستان مي كنم

ديگر گذري بر كوي من نمي كني
يادي از گل سوسن وچمن نمي كني
غافل شدي دوست ز عشقم مي دانم
دلگيري اما چو دشمن نمي كني

موفق وشاد باشيد.

خوب بود .مهم نیست که قشنگ باشه قشنگ اونکه مهم باشه .حتما به من سری بزن مرسی

خيلي زيبا بود خانم... آقاجاني... اميدوارم شاهد زيباتر از اينها باشيم... قربانت رند تبريزي

سلام
-
خوب هستین خانم آقاجانی عزیز
نوشته های شما بسیار بسیار زیبا و خواندن آنها به دل می نشیند
منتظر مطالب بعدی شما هستیم
شاد باشید

سرکار خانم اقاجانی
سلام
چند روزی است کمتر می ایم شاید از سر دلتنگی و یا شاید چیزی دیگر باور کنید نمی دانم .
خیلی وقت بود تار میخ کشیده به دیوار در کنار سه تار نگاهم می کرد . این شب ها بیشتر حرفهایم را به سازم می گویم و چه بغض آلود حرف می زند اما امشب حرفهایم غزلی شد که به کمک نیمای عزیز ، آوای دل شد . چون من نتوانستم با تغیرات تازه انرا آوای دل کنم .
خیلی حرف زدم یادم رفت بگویم چقدر شعرهایتان زیبا تر شده اند و چقدر خوشحالم
پیروز باشیدو سر بلند

با سلام خدمت خانم صبا

شعر بسيار زيبا بود با عصيانش بر عشق

و ما افريدگار عشق هستم مهر نگاه تو مي افريند و ما از عشق هيچ گاه نخوا هيم گذشت

دلم براي همگي تان تنگ شده نه واجب شد ببينمتان
شعر با تمام دلتنگيش زيبا بود
موفق باشيد

درود صبای عزیزم

خانمی شعرت بسیار زیبا و دلنشین بود اما چرا انقدر دلگیررررررررررررررررررر؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نبینم صبای من ناراحت باشه.

آرزو میکنم همیشه خنده حاکم بر لبات باشه.

سلام

زیبا بود و فرموده بودید که نقد را بر می تابید که نقدتان کنم، ترجیح می دم بخوانم و شاد باشم و کمتر حرف بزنم
چشمم اسیر چشم تو گردیده بی وفا
مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعِلُن

بهروز باشی و کامیاب

سلام عزیزم
چه زیباست روی ماه تورو اینجا دیدن و شعرهای پر از احساست روخوندن میدونی همون قدر که دوستت دارم شعراتم برام دلنشینه . بیشتر ببینیمت اینجا گر چه من با صدای خودت میشنوم و بیشتر لذت میبرم اما دوست دارم دوستای دیگه هم شعراتو بخونن شاد و سر افراز باشی گلم .

سلام صبا خانوم
بابا شکسته نفسی تا کی؟ ما برای رسیدن به اون اسم مقدس راه زیاد داریم. من در مکتب اساتید هنوز بچه شاعرم... لطف شماست و همین بس.
شعرتان بسیار زیبا و دلنشین بود و امیدوارم صبا داری کنند و قدر بدانند. البته محمد ما یک چیز دیگر است و امانت به دست شما. مواظب هم باشید. ما با هم خیلی کار داریم ها...
قربون شما امید

سلام بر صبای عزیزم...
خیلی زیبا بود...فکر کنم من و شما جزو کم کارترین ها باشیم تو آوای دل...چه با هم...نه؟ (:
بازم بگم خیلی زیبا بود....
دلم تنگ شده است بسی...
یادی ز ما نمی کنی؟
آخه چی بگم که مودبانه باشه؟
شاد باشی خانومی...

سلام صبای گلم
بسیار زیبا بود . و می دونم که سبکت شبیه به بابا امید هست ... ولی مونده تا بهش برسی . :)
راستی عزیزم بی فایی کی باهات کرده هان ؟ :))
موفق باشی
منتظر شعر های مونده در راهت هستم

ارسال نظر