آری من و تو از او هم اشتبا(ه) کردیم
عاشق شدیم و ندانسته ما خطا کردیم
وقتی که فاصله ها را میان خود دیدیم
عارف شدیم و نشستیم و هی دعا کردم
قانون قرن ریاضی, ممیزی کوچک
میان من / و/ تو....با آن چگونه تا کردیم؟
تاریخ قصه ی فرهاد و خسروی دیگر
شیرین و عصر جدیدی ز قصه ها کردیم
شاعر شدیم و غزل های بیخودی گفتیم
ساعت.....و....نقطه ی هفده.....که ما ودا(ع) کردیم
آیینه, کاسه ی آبی و زیر قرآنی.....
و با تمام غزل ها خدافظی کردیم
12 نظر