| خوش به حالم باز شیراز است و من |
| قصّه ای پر رمز و پر راز است و من |
| بار دیگر عطر و بوی عاشقی |
| چشم نرگس باز غمّاز است و من |
| هر طرف چون دیده می دارد نظر |
| در چمن سرو سرافراز است و من |
| فصل پائیزش خزان را راه نیست |
| باغ گل ، گل های طنّاز است و من |
| کو صدای ناخوشایند کلاغ |
| بلبل خوشوان به آواز است و من |
| کاش سازی همدمی دمساز شد |
| بی سحر این شب به آغاز است و من |
| یاد یار مهربان دست نیاز |
| بر تفال او به ایجاز است و من |
| بی نشان انگشت حیرت بر دهان |
| خواجه بر تکرار ، اعجاز است و من |
| شیراز 19/7/87 |
11 نظر