بيا مانند آب آينه باشيم

 

بيا مانند آب آينه باشيم

زُلال وپاك دور از كينه باشيم

بيا در كوره راه ساكت كوه

به آوازي زُدائيم از دل اندوه

بيا معيار عشقي ساده گرديم

بدور از کِبرها افتاده گرديم

بيا وزن رفاقت را بسنجيم 

بيا از حرف يكديگر نرنجيم

شبي در باغ شب‌بوها بروئيم

به تاريكي حديث عطر گوئيم

سحر در پيشگاه نرگس مست

بگوئيم آنچه در دلهايمان هست 

گل صورت به شبنم ها بشوئيم

سپس ياس حقيقت را ببوئيم

وضو سازیم پس با شبنم پاک

بنوشیم جرعه‌ای از خون آن تاک

به جمع سوسنان خاموش باشيم  

دهان بسته سراپا گوش باشيم

بیا در استقامت کوه باشیم

بیا عرفان یک اندوه باشیم

بيا پاكي ز شبنم وام گيريم

تواضع را ز بيد الهام گيريم    

بيا ديگر بدي در كس نبينيم  

گلي از باغ خوبي ها بچينيم

بيا پاييز انارستان ببينيم   

ترك خورده اناري را بچينيم

بچينيم آنكه دل كرده عياني 

ندارد در دلش چيزي نهاني

 بيا اي باور انديشه سوزم

سحرکن شب , كه من محتاج روزم

رحیم سینایی   خرداد  1375                    




4 نظر

سلام عمو سینایی
خیلی زیبا نوشتید مثل همیشه بیی نظیررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر بود .
بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

کریمان جان فدای دوست کردند

سگی بگذار ما هم مردمانیم

غرضها تیره دارد دوستی را

غرضها را چرا از دل نرانیم

گهی خوشدل شوی از من که میرم

چرا مرده پرست و خصم جانیم

چو بعد مرگ خواهی آشتی کرد

همه عمر از غمت در امتحانیم

کنون پندار مردم آشتی کن

که در تسلیم ما چون مردگانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه زدن

رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

خمش کن مرده وار ای دل ازیرا

به هستی متهم ما زین زبانیم
بی نظیر می نویسید عمو
موفق و پیروز باشید

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم .....

با سلام خدمت اقايي سينايي

بسيار زيبا و روان و سر شار از زيبايي

شفاف زلا ل و صميمي موفق باشيد

بیا از دل برایت نامه گویم
ره صد ساله صد راه گویم

لبی همچو نگاه آسمانی
سپهر ایزدی بر چاره گویم

ارسال نظر