ای سپیدار بُلند
قامت افراشتهای
دور باد از تَن تو دست تَبَر
هیبَتَت افزونتَر
برگ سبزت چه قشنگ
میچَمَد در خَم آغوش نسیم
مِهر رخشنده از آن اوج سِپهر
بر رُخ سایهی تو پولک زر میریزد
سایه سارت لب جوی
پای در شطّ طراوت داری
خستگی ها زِ َتَنم
نیک بَر میداری
هیبت سبز بُلند
دور باد از تو گَزَند
رحیم سینایی
4 نظر