یادت میاد گفته بودی ،همیشه پیش ات می مونم
برای دل واپسی یات ،نماز حاجت می خونم
یادت می یاد قصّه ها مو تا خود صب گوش می دادی
غصّه هامو با شوخی یات ، می روندی و کوچ می دادی
چه طور باید یادم بره ، دیگه نگم ختم کلام
امشبی رو بی خیالش ، گفته بودم تو غزلام
دلم می خاد حرفای تازه بزنم ترانه خون
هرچی می خاد بشه بشه ، دلم شده یه کاسه خون
شاید غزل دوس نداری ، ترانه خون می شم برات
آهان حالا یادم اومد ، قشنگی ِ ترانه هات
یادت میاد برف بازی هامون توی جادّه یادته
دیونه بازی کردنامون توی جادّه یادته
اون همه آدم تو ماشین بوق می زدن نمیشنیدیم
غیر از خدامون ما دوتا هیچ کسی رو نمیدیدیم
یادت میاد اون لب ساحل لب دریا یادته
می ترسیدم پات بپیچه تو قلوه سنگا یادته
یادت میاد اون شب تاریک تو خیابون یادته
یا اون شب ِ مهتابی ِ توی ِ بیابون یادته
عطر ِ پیچیده تو موهات، خماری ِ مست چشات
مگه می شه یادم بره ، اون همه شیرین از لبات
نشونی مو هنوز داری ؟ گم نکنی یادت بره
شاید یه روز یادت بیاد ، هنوز چشام منتظره
اردکان 31/2/87
شمس الدین عراقی
8 نظر