يارب

 

 

دلسوخته از کار جهانم یارب!

یارب! مددی زار نمانم یارب!

زد عشق تو آتشی به جانم یارب!

هم صبر ستاند و هم توانم یارب!

"یارب مددی نما که بی تاب شدم        یک بار دگر شب شد و بی خواب شدم"

سنگی شده این دل که بلوری بوده است

خاموش شد این دیده که نوری بوده است

این دل که پر از صفا و شوری بوده است

کی لایق مبتلا به دوری بوده است؟

"یا رب تو مرا ز درگهت دور مکن        مشتاق تو ام خدا، مرا کور مکن"

در سینه غم کار جهان دارم من

در دیده نگاهی نگران دارم من

در دل اگر از درد نشان دارم من

شادم که خدای مهربان دارم من

"صحرای دلم تشنه ی چشمان تو شد        چشمان دلم چشمه ی جوشان تو شد"

با دیده چه سازم که در او خوابش نیست؟

دل را چه کنم؟ دل که دمی تابش نیست؟

خشکیده کویر دل من، آبش نیست

وین ظلمت شبهام که مهتابش نیست

"امروز که عاشق شده ام یارم باش       زخمی شده ام بیا و تیمارم باش"

هر آینه سر، خاکِ درِکوی تو شد

سررشته ی هرخواسته گیسویِ تو شد

با آنکه گریزان ز دلم روی تو شد،

هر دم نفسم شدی و دل سوی ِ تو شد

"در عشقِ تو چون شمعِ شبِ تارم من       دلسوخته در حسرت دیدارم من"

می سوزم و زین سوختنم باکم نیست

در کار غمت جز دل صد چاکم نیست

در سر بجز اندیشه ی افلاکم نیست،

در دست بجز اندکی از خاکم نیست

"یارب!تو مرا غنی ز دیدارت کن      باز آ و عیادتی ز بیمارت کن"

ای عشق! شدی دلیل شیدایی دل

حالا چه کنم با تو و رسوایی دل؟

رفتند و گذشتند ز بی تابی دل

من ماندم و سوزِغم و تنهایی دل

"از دوست بجز داغِ غمی بر دل نیست      امروز بجز سوختنی حاصل نیست"

یک روزمراصدا به هم خویش زدند

فرداش همانان به دلم نیش زدند

آن مدعیان که دم ز حق بیش زدند،

یک مشت نمک به این دل ریش زدند

"تنها تو به شوق دل ما مشتاقی     ! باقی همه رفتند، تویی الباقی!"

امشب دل من حال خدایی دارد

اشک در دیده ی من میلِ رهایی دارد

کس نداند که شکستن چه صدایی دارد

یا که دلتنگی عاشق چه بهایی دارد

"یارب! همه دلتنگی ما می دانی      یارب! تو بگو که با صبا می مانی"

 

 

12 نظر

سلام

درد و دل بسيار زيبايي بود، شعري كه نرم به دل نشست.
من ك اشكم سرازير شد، خدا هميشه با تو باشد
التماس دعا

خواهر گرامی!
عالی بود تبریک به خاطر طبع لطیف. خدا همیشه یاورتان باد.
از آقاجانی بودنم لذت بردم.

واقعا زیبا و عالیه
تبریک میگم

به مدپوشان بگوييد آخرين مد كفن است

خیلی زیبا بود
با اجازه اینو به صورت کامنت برای یکی از دوستانم گذاشتم
موفق باشید
سال نوتونم مبارک

با عرض سلام و احترام .
با اجازه شما مطلب شما را در وبلاگ خود قرار داده ام http://gozareshgare.blogfa.com/

بسیار شعر زیبایی بود
پاراگراف آخر از نظر وزنی کمی ایراد دارد جسارتا" می تواند اینگون باشد
امشب دل من حال خدایی دارد

سیلاب سرشک میلِ رهایی دارد

کی گفت؟ شکستن چه صدایی دارد

دلتنگی عاشق چه بهایی دارد

درود صبای عزیزم

بسیار زیبا و دلنشین بود عزیزم. ممنون

سبز باشی و خندان

سلام

یا رب مسوزان دل عاشقان کویت
عاشقان آرام ندارند، تا نبینند رویت

خیلی زیبا و پر محتوا بود. واقعا لذت بردم.

چه شود که نازنینا ، رُخ خود به من نمائی
به تبسّمی ، نگاهی ، گرهی ز دل گشائی
به حریم خود رهم ده ، که غریب شهر عشقم
به رهم چراغ بَرنِه ، که نور رهنمائی
چه کنم ؟ کجا گریزم ؟ که به جر تو ره ندارم
همه راه بسته بینم ، مگرم تو ره گشائی
سلا صبا عزيزم
بسياررررررررررررررررررررررررررررررر زيبااااااااا بود. دستت درد نكنه.
يا علي

صبای گلم سلام خسته نباشی خیلی خیلی زیباست دستت درد نکنه موفق و شاد باشی .

سلام صبای کم پیدا...
خوبی عزیزم؟عجب شعر زیبایی...درسته کم پیدایی اما وقتی میای با شعرهای نابت همه رو خوشحال میکنی...خیلی زیبا بود.لذت بردم واقعا...
سبز باشی گلم...

ارسال نظر