این شعر شعر من نیست شاعر شعر استاد " سید حافظ" و ماخذ سایت اشعار نغز می باشد ولی چون مدتها بود شعری اینچنین نخونده بودم برای استادان این مجموعه اونرو کپی کردم امیدوارم وجدی که در من ایجاد شد در شما تکرار بشه
آه مولا! کسی نمی داند
آب ها تشنه ی لبت بودند
لشکر شام وکوفه، تعدادی
از اسیران زینبت بودند
داشت بوی خرابه می آمد
کاروانت شبانه زخمی شد
دختر کوچکت که نه، امّا
شانه ی تازیانه زخمی شد
ناقه ها بین راه فهمیدند
دربهار تو برگ ریزی نیست
پیش این کاروان توفانی
خون و زنجیر و شعله، چیزی نیست
آه مولا! کسی نمی داند
آفتاب حجاز را بردند
مردم کوفه، ظهر عاشورا
آبروی نماز را بردند
من کنار تو خیمه خواهم زد
خسته ای خیس و خالی از خویشم
آه مولا! کسی چه می داند؟
شاید امشب تو آ مدی پیشم
از همان صبح روز عاشورا
شعرهای من از تو پر بودند
روی دفتر شهید می گشتند
واژه هایی که مثل حُر بودند
با تشکر
5 نظر