آواي دل(شروع هفته با تقديم مولتي شعر به آواي دل)
شادي آواي دل
شادي آواي دل آسان كنم
كوي سلطاني غم،پنهان كنم
ساقي و مطرب را در پيش او
آن خماري در قفس زندان كنم
ديدن معشوق هردم روز وشب
جان شيرين را همه شادان كنم
آن كمند ابروان با
ناز وشور
ساز بردل را همه ،آنسان كنم
لب به خنده مي كند شيرين شكر
بوسه بر لب هاي او نشان كنم
چون خرامد درچمن ،گلزارشود
هر پاييزي... زاو زندان كنم
اين همه بوي گل از گيسوي او
گل مريم را در بوستان كنم
تا سحر حرف و حكايت ميزنم
هديه ي شيرين به عاشقان كنم
************************
ما مي شويم
آواي دل
گوهر انديشه ام ،انتخابت
هم آغوشت عقل با سلامت
در شبي تاريك وابري جستجويت كردم
ابرها كنار رفته ديدم مهتابت
وستاره هايت با شادي در كنار تو
غم را دفن مي كنند در گورستان
شادي هديه ميدهند به دوستان
حال ديگر شبي نيست
آسمان روشن و آفتابي است
پروانه مي شود احساسم
بر بالشان سوار مي شود هواسم
مي روند به آسمان آواي دل
كه خط رنگين كمانش منشوري از زيبايي...
من
تو
ما مي شويم
با تمام رنگ ها يمان...
*******************
مهرگانم
آواي دل انديشه ات مهر دلم شد
در بوستان زندگي خوب وگلم شد
پاكي دل پيش تو با مهر ودوستي
با مهرگانم بر دلي شوقت عَلم شد
***********************
يوسف بيامد
آواي دل شوقت زليخاي دلم شد
يوسف بيامد منزلم، بوي گلم شد
انديشه ات افزونتر باشد ز جانم
احساس تو شيرين كرده آن زبانم
شوري بدادي بر دل عشاق اينجا
عشقي الهي در جهان مصداق اينجا
شمع شبستانم زنورش بهترين است
آواي دل سوي دلم آن مهترين است
***********************
شور جواني
آواي دل
يادت شود شور جواني
آواي دل
لبخندت باشد جهاني
آواي دل
مي خواهمت پيشم بماني...
من چو شب غم ها بدارم
با تو هست روزها قرارم
با شد صفاي بودن تو
عاشق، در ابرها سوارم
عشق تو، مستانه ي من
شور تو، پيمانه ي من
هستي جان بود و هستي
تو ،عزيز خونه ي من
*****************
مستانه
مستانه ام...مستانه ام... از عشق تو ديوانه ام
مجنون كنم ...مجنون شوم...در كوي تو آواره ام
گوهر به من دادي نشان...در آن مكان بي نشان
افسونگرم...افسون شوم...از خود هم بيگانه ام
سعيد مطوري/شمع شبستان
از دفتر دوستانه
اين مولتي شعر را به همه ي دوستان آواي دل تقديم مي كنم.
اميد كه با حمايت خود از هر نظر بتوانيم خانه ي آواي دل را
زيباتر كنيم.
دوستدار همه ي شما
سعيد مطوري/شمع شبستان
6 نظر