بوسه های چرکین

 

 

بوسه های چرکین تو

زخم عفونتهای دیررس

 بود

بگذار باد هم چنان ما را زخمگین سازد

آه باد فکور روشنی بخش مردگان بی سر           

فتیله ی فانوست را پایین می کشم

این همه، تاکجای امتدادِ این جاده می رود

که دستهایم ازصبوری گنگ باد

بی نشانه ا ست

این بیهده اکسیژن چیست

که لهیب آ تش را

شعله ورتر میسازد 

حالا بگو

 من از اکسیژن فانوس تو تغذیه می کنم

یا باد بزن ذغال شیطانم

5 نظر

سلام
شعر تفکر بر انگیزی بود ولی نمی دانم چرا لحن کلامت مرا یاد سید علی صالحی می اندازد. موفق باشید.

سلام خانم رحمانی
تمام شعر ها از سروده های خودم است بقول یکی از شعرای معاصر که متاسفانه اسمش را بخاطر ندارم (این شعر ها را مرتکب شده ام)
از اسم بگذریم ،تخلصم در شعر (بی نشانه) است اگر حوصله ی شعر داشته باشید در شعر های قبلی ارسالی ملاحظه می فرمایید.شعر هایی را که به اسم دعای روزهای رمضان می فرستم در واقع قرار است سروده ای بلند با حدود صد بیت شود که هر شب چند بیت آنرا به مناسبت شب های رمضان
مرتکب می شوم سرتون را درد آوردم ببخشید
پیروز باشی

دل واژه های من

گل امیدم تو را در شیشه حساس بلوری رنگ
حبس کرده ام که مبادا دست رنگ شب تو را پر پر کند
اما شیشه این گل شکستنیست تو پاسبانش باش

28/6/86 بامداد 1:25

دل واژه های من

گل امیدم تو را در شیشه حساس بلوری رنگ
حبس کرده ام که مبادا دست رنگ شب تو را پر پر کند
اما شیشه این گل شکستنیست تو پاسبانش باش

28/6/86 بامداد 1:25

ارسال نظر