می روم تا در امتداد شب
وحیِ تازه از تو برگيرم
طرح صد ترانه در دل من
با خيالت چه سخت درگيرم
می زنم محکم بر لبان شب
بوسه با لبی پر از افسوس
در دو چشمم گريه می رقصد
خنده بر لب با غمی محسوس
خوابهای من چه می گويند؟
من کجا باشم پی تعبير؟!
بايدم لختی صبوری کرد
چاره بايد جست با تدبير
اکنون به ياد گذشته می گريم
بر سر گور خاطرات زرد
می کنم مرور دقايق مرده را
زندگی دوباره سبز بايد کرد
بر تن عريان آمالم
می کنم رخت سپيد بخت
می روم به جنگ نومیدی
آماده.. برای تلاشی سخت...
بسیار درود خانم عباسی
بسیار سختی برای این شعر انتخاب کرده اید با اینحال بنظر من در این وزن، مشکل است که بشه بهتر از این نوشت
برای شما بهترینها را آرزومندم و پیشنهادم ایسن که دنبال اوزان سخت نباشید
با مهر
با سلام خانم عباسی عزیز
با اینکه ممکنه شعرتون دارای اشکال وزنی باشه ولی احساس خوبی رو انتقال میده
امیدوارم همیشه از شما بهترینها رو بخونیم
شاد باشید به مهر
سلام دوست عزيزم
بااحساس و زيبا بود . جسارتا به نظرم وزن شعر كمي نياز به اصلاح دارد
سلام خواهرم سيما
چقدر شعر زيبا وانرژي بخشي ،سرشار از اميد است وتلاش ...
موفق وشاد باشيد.