بیا برگردیم

  بيا
برگرديم ،
در مرورِ راهِ آمده
ببينيم حوصله ی مان را
لای کدام سنگ
جا گذاشته ايم ،
دست هامان را
در مانداب ِکدام آب آلوده
فرو برده ايم ،
که اکنون ،
حرف های آبدارمان را
روی بندِ لرزان شاه رگ مان
پهن مي کنيم
تا زبانِ مان خشک شود !
بيا،
با هم برگرديم ،
شايد ،
در مرور راه ِآمده
پچ پچ بال پروانه
خواب خاطره را بپراند ،
که با اولين نگاه ،
سيب های ذهن مان
در سبد دل ريخت
و در فراز و نشيب بوسه
تا رود يخ رده رفت .
ــــــــــــــــــــــــ
امير يزدانی ۸۸

4 نظر

سلام امير يزداني عزيز

مي تونم بگم يكي از زيباترين كارهات رو خوندم با تشبيه ها و استعاره هاي قشنگ و دوست داشتني

عزت زياد

سلام بر امیر بزرگوار

شعر زیبایتان را اگر هزار بار هم بخوانم باز احساس نیاز به خواندنش پیدا میکنم شعری سرشار ارائه کلماتی دلنشین اما.....نیمه دوم شعر با نیمه اول تفاوتهای زیادی دارد اگر شاعر به قصد در پی سبکی دیگر است پس بنده کمترین باید به حد فکری شما برسم که حتما اینگونه است واگر احیانا سهوا شعر با این سبک سروده شده باز باید بنده تسلسل لازم را در شعر پیدا کنم که متاسفانه نتوانستم

همیشه سبز

سلام امير عزيز

زيبا وسرشار از احساس ومعني ،لذت بردم از خواندنش ودر احساس جريان داشت.

موفق وشاد باشيد.

سلام بر امير عزيز و بزرگوار
شعر بسيار زيبايتان را قبلا هم خوانده بودم و دوباره خواندن اش هم لذت بخش بود. خرسندم به حضور در كنار عزيزاني چون شما در ميهماني شعرهاي ناب. سرفرازي و به روزي ات را آرزومندم. شاد باشي و هميشه شاداب

ارسال نظر