بيا
برگرديم ،
در مرورِ راهِ آمده
ببينيم حوصله ی مان را
لای کدام سنگ
جا گذاشته ايم ،
دست هامان را
در مانداب ِکدام آب آلوده
فرو برده ايم ،
که اکنون ،
حرف های آبدارمان را
روی بندِ لرزان شاه رگ مان
پهن مي کنيم
تا زبانِ مان خشک شود !
بيا،
با هم برگرديم ،
شايد ،
در مرور راه ِآمده
پچ پچ بال پروانه
خواب خاطره را بپراند ،
که با اولين نگاه ،
سيب های ذهن مان
در سبد دل ريخت
و در فراز و نشيب بوسه
تا رود يخ رده رفت .
ــــــــــــــــــــــــ
امير يزدانی ۸۸
امیر یزدانی
4 نظر