خسته ام از تمام بودن ها
از تمام این کلمات و شاید ها
خسته ام از تمام خط فاصله ای
که پر کرده این فاصله های شوم را
شده ام همسایه ی انتظار
با آرزویی شاید هم خیال پوشالی
تصویر کوتاه خیال لبخند ها
گم شده اند در میان دشت های این ذهن بارانی
رسیده ام به آخر به همان نقطه
که برایم شبی زیر لب زمزمه می کردی
دخترکِ درون آینه آدم نخواهد شد
عمریست زار می زند و لحظه ای خنده
بگذر تو ای امید زندگی ام
از گناه این دخترک شاکی و خسته
2009
الناز غیابی
4 نظر