پتوی غزل ها
وقتی قطاره واژه بر دفتر بخوابد
یعنی که باید این قلم کمتر بخوابد
اسم تو باید با پتوی این غزل ها
بر تختخواب برفی دفتر بخوابد
وقتی نمی خوابی کنارم باز باید
این انتظارم با گلی پرپر بخوابد
دیشب که رفتی گریه هم حتی نکردم
ترسیدم عکست در نگاهی تر بخوابد
بانو قسم خوردم دلم تا آخرین دم
یا با تو یا تنها وٌ بی همسر بخوابد
خوابش گرفته این قلم ، هذیان نگوید!!!
چیزی نمیگویم ، همین! دیگر بخوابد
اهواز 1388/3/19
با سلام علی عزیز
دیشب که رفتی گریه هم حتی نکردم
ترسیدم عکست در نگاهی تر بخوابد
خیلی زیباست
مثل شعر های همیشگی ات
امیدوارم پیروز و موفق باشی
شاد به مهر
قطار واژه ها ...!!
.ببخشید.که اشتباه شد
وقتی قطار لحظه ها در سر بخوابد
یعنی که باید این قلم کمتر بخوابد
آفرین لذت بردم
موفق باشی و برقرار....!
سلام بر پسر خواهر گلم
وقتی نمی خوابی کنارم باز باید
این انتظارم با گلی پرپر بخوابد
زيبايي هر چه تماشايش كني بيشتر لذت ميبري ومن نيز اين شعر را با اينكه خوانده بودم ولي باز مثل اينكه نديده بودمش وبا لذتي بيشتر خواندم.
موفق وشاد باشيد.
سلام علي دوست داشتني
شعرت رو قبلا خونده بودم يه بار ديگه هم اينجا خوندم لذت بردم
عزت زياد
سلام علی جان
از شعرت لذت بردم
ممنون
سلام
مخلص حاج علی
یا علی مدد