عاشقم کردی و حالا ترکم آسان می کنی
بی وفايی پيشگی تا حدّ امکان می کنی
ياد آنروزی که عشقم آتشی بر جان زدت
حالْ من را زيرخاکستر تو پنهان می کنی؟!
من به خوابم هم نمی ديدم وبال تو شوم
خوابهايم را چوکابوسی پريشان ميکنی!
توی قلب عاشقت مرغ دل من لانه کرد
آشيانِ مرغ عشقم را تو ويران می کنی!
اينهمه بذل محبّت پيش چشمت ساده بود
با چه رويی باغرورت ردّ احسان ميکنی؟!
5 نظر