دوباره غم زده در کنج خانه شدی
مثال غم نتِ بد در ترانه شدی
میان گرفت دلت دهر در تب و مرگ
ز درد کوه من آب و روانه شدی!
عقاب زخمی ِ چرخانِ جبرِ سقوط!
ندیده دام به دنبال دانه شدی
کمان فاجعه رهیاب بال تو شد
پرت شکست، قضا را نشانه شدي
به قال جمع گرفتارِ شهوتِ گفت
ز تیغ تیز حوادث بهانه شدی...
موفق باشيد
سلام دوست عزيز
غزل زيبا و با احساس است كه در بستري از عشق سروده شد.
راستي شدي از بيت چهارم كه رديف است به اشتباه شده تايپ كرديد درستش كنيد.
موفق وشاد باشيد.