چرا بی چتر چاره نيست !؟
اگر به رويش در باران،
باورمان باشد.
کاش،
رفتگرانِ بوستان دانشجو
به جای رُفت و روبِ
پوست های پراکنده ی پسته،
و ورق های پاره ی نيازمندی روزنامه
باورهای ريخته را
از پای نيمکت های خيس
جمع ميکردند،
تا پاهای يقين،
در انتظار قدمگاهی
بيش از اين،
روی نيمکت های خُمار
خواب نروند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امير يزدانی ۸۸
9 نظر