قامت می بندم
به آوای اقامه ی قناری،
از فراز گلدسته های سرو،
فرود می آورم پیشانی
به اقرار شکوه آب؛
دو غزل می خوانم
از بهار ،
از باران،
و سراغ دریا را
از ابرهای مسافری خواهم گرفت،
که به سمت چشمانم
در راه اند،
از همین پنجره
به پرواز می اندیشم.
_________________
امیر یزدانی 87
11 نظر