فرصتی بی نظیر - در اولین مجموعه کتاب آوای دل حضور داشته باشید برای توضیحات بیشتر بر روی این نوشته کلیک کنید

شور وصل

 

تا دست خود به سینه‌ی صاف تو می‌نهم

باگوی نرم خود تن من گرم می‌کنی

تو غرق یک هوس آتشین شوی

اما کمی زچهره‌ی من شرم می‌کنی

*

دستم به زیر چانه‌ی تو می‌برم سپس

زآن چشم پُر خُمار دلم مست می‌شود

این دل که سالها به بر من تپیده(طپیده)بود

با شهد بوسه‌های تو از دست می‌شود

*

جانم در التهاب تمنّا چو آتش است

مانند موم در دل آن آب می‌شوی

من چون کویر تشنه نگاهم بر آسمان

تو لطف آب ولذّت مهتاب می‌شوی

*

قلب من وتو چنان پُتک محکمی

کوبند سر به سینه چو امواج بیقرار

ما چون هزار رفته به دامان سوریان

از شور وصل از کَفِمان رفته اختیار

*

ای آنکه دلنشین زتو شد لحظه‌های عمر

من را به درد غربت خود مبتلا مکن

ای شورعشق با دل« سینا» چه کرده‌ای

ققنوس او زآتش هستی جدا مکن

رحیم سینایی  5/7/1387

 





رحیم سینایي