سه سکانس فینال سه شعر متفاوت (کاملا با هم فرق می کنند و هیچ ربطی به هم ندارند و ادامه همدیگر هم نیستند؛ اگر پشت هم نوشتم چون چاره دیگری نداشتم، یکی را می نوشتم بقیه لوس می شدند و می زدند زیر گریه؛ حال و حوصله زر زر هم اصلا ندارم!)؛ چون شبیه اند باید ببینم کدامیکی اول کلاکت بخورد بهتر است؛ البته فکر کنم همین حالا هم معلوم باشد کی بقیه را قربانی می کند و خودش اول جواز ساخت می گیرد!

لانگ شات از غروب یک رویا
{کات} زدن روی عشقزهری سرد
قلّ و قل سر کشیدنش تا ته:
«گره را با دو دست محکم کرد»
خِر خِر ِ یک گلو، تلو خوردن
ضجه هایی که از دهن افتاد
نقطه ای در مکان نامعلوم
خارجی... شب... صدای هق هق باد...
--------------------------
«2»

چشمها بست و آرزو کرد او
آرزویی که باد با خود برد،
آرزویی که داد بر بادش
مرد بی آرزو همانجا مرد...
----------------------------
«3»

چشمان گره شده به حلقه
یک نقرهْطناب ِ اصل و محکم
بپر پسرک خدا دروغ است
بپر پسرک ... نمیرکم کم ...
9 نظر