بوم نقاشی3

 

دوستانی که با جناب بوم نقاشی آشنا نیستند اگر دلشون خواست سری به بوم نقاشی 1 در اینجا و بوم نقاشی 2 در اینجا بزنند طبق معمول امیدوارم محصل نظرات گرمتون باشم

جناب بوم نقاشی با احترام باید بگم وقتشه عاشق بکشی

لیلی رو مجنونش کنی ، فرهاد و شیرینش کنی ، عذرای وامق بکشی

دنیا رو زیر و رو کنی ، هرزه ها رو درو کنی ، باغ شقایق بکشی

جناب بوم نقاشی چه نقشی می خوای بکشی

بیا و نقش جم بکش یک سبز منسجم  بکش

زردی ها رو درو کن و  سرخ رخ عجم بکش

قلم بکش قلم بکش رو حرف غم قلم بکش

دروغ رو باطلش کن و تهمت رو منهدم بکش

 بکش سیاوش رو بکش هخا بکش منش بکش

کمان دست آرش و جمشید و جام جم بکش

بکش تو فریادی ز عشق، عشق بر این وطن بکش

نگاه ملت رو ببین یک میر خوش قدم بکش

بیا و زندگی کن و زندان و زندانی کن و

ایران و ایرانی کن و خاکش و محترم بکش

جناب بوم نقاشی خوش قلم و خبر باشی

وقتشه که  تازه بشی نقشی ز مردمم بکش

بکش دعای مادر و بکش دل دلاور و

بکش علی رو مقتدا برق ِ تیغ ِ دو دم بکش

بکش نبرد مردم و درمان درد مردم و

دعای یا حسین بکش بیرق بکش علم بکش

یاور بکش دو صد هزار باور بکش در اقتدار

به احترام عاشقی باغ گلی خرم بکش

جناب بوم نقاشی با احترام باید بگم وقتشه عاشق بکشی

لیلی رو مجنونش کنی ، فرهاد و شیرینش کنی ، عذرای وامق بکشی

دنیا رو زیر و رو کنی ، هرزه ها رو درو کنی ، باغ شقایق بکشی

جناب بوم نقاشی چه نقشی می خوای بکشی

بیا و یک ثواب کن، ثواب کن ثواب کن فقط بیا شتاب کن

به حرمت خوبهای خوب، به احترام پاکیشون بدها رو بی نقاب کن

وطن رو سرفراز کن، نغمه صلح رو ساز کن دشمن ها رو جواب کن

هرکس پی خیانته، ظالم و بی عدالته نقشه اش رو نقش بر آب کن

در این شب تار بیا، نال چو زد یاربیا، بیا و  اسمان شب منور از شهاب کن

 نماز مادر رو ببین، ببین قیامت رو ببین ، به احترام مادران دعاش رو مستجاب کن

بنام رودکی بیا ، بیا به جوی مولیان بنام شمس و مولوی، بتاب و آفتاب کن

فریاد از بیداد جم ، از این ستم اباد جم، بیا به رسم جام جم، جام جهان شراب کن

 عاشقی مانده تنها، به احترام دنیا، عاشق و معشوق رو بیار،عشق رو شرفیاب کن

  به حرمت نقش و قلم، بیا به جنگ درد و غم بیا به تاریخ زمان تارترین کتاب کن

بیا دگر که خسته ایم ما ز کمر  شکسته ایم  بیا و جان مادرت در آمدن شتاب کن

جناب بوم نقاشی با احترام باید بگم وقتشه عاشق بکشی

لیلی رو مجنونش کنی ، فرهاد و شیرینش کنی ، عذرای وامق بکشی

دنیا رو زیر و رو کنی ، هرزه ها رو درو کنی ، باغ شقایق بکشی

جناب بوم نقاشی چه نقشی می خوای بکشی

 

2 نظر

سلام ايمان عزيز

چه با احساس گفتيد و سرشار از معني وبه رسم يادبود در اين احوال شعر زير را تقديم ميكنم.

موفق وشاد باشيد.

عجيب است!!!

چنگ ميزند افكارم

بر تارهاي احساسم

وزبان سرخي كه

سر سبز مي ليسد

تا سرخيش را

سبز كند...

داس هاي هوس

بر روحي پاك در قفس

هجوم مي آورند

تا پاكيش را

زريشه ببرد...

كودك درونم

معصومانه ترين مردن را

به تصوير مي كشد

ومن با ظاهري بزرگ تر

كوچكترينم

پايين تر

من پس ترينم...

عجيب است

برايم هورا مي كشند

ومبارك مي گويند

بزرگيم را...

سعيد مطوري/شمع شبستان

از دفتر غمنامه

آقای فخار
سلام، نمی دانید که در این دقایقی که گویای احساسم نیستم و به حقیقت توان گفتش را ندارم این شعز شما چه اندازه از زبان دل من سخن گفت:

"بیا دگر که خسته ایم ما ز کمر شکسته ایم بیا و جان مادرت در آمدن شتاب کن"

سپاسگزارم، سپاسگزارم
لی لی نبوی- تورنتو

ارسال نظر