آوای دل
worker
worker
worker

شعر : ما اگر انتخاب می کردیم !

ما اگر انتخاب می کردیم !
باید از ابتدای این قصه، خانه ها را خراب می کردیم

زندگی شکل دیگری می شد ما اگر انتخاب می کردیم

بر لبت مُهر خاطره زده ای ،چقَدرما شبیهِ هم شده ایم!

باید از ابتدای این قصه ، عشق را غرق ِ خواب می کردیم

رفته ام تا به عمق رویا وُ مثلِ خواهر- بزرگ تر شده ام

غرقِ بازی شدم که دو تّایی با کف وُ با حباب می کردیم

غرق حوضی شبیه نقاشی ، نقشه های شکار آلوچه ...

هر کسی طرح غصه ای می ریخت، نقشه اش را برآب می کردیم

غرق در ضبط صوت وُ کاست ها ، لحظه ی بی مجوّز ِ خواندن !

محو آن پوستر قدیمی که ،می خریدیم وُ قاب می کردیم

شب به رویم پتو پلنگی بود ،برّه ها را یکی یکی می خورد

کِی ؟چگونه بزرگ باید شد ؟ بی جهت هی حساب می کردیم!

توی آن جزو ه های بی منطق ، جامعه برزخی مسلّم بود

وسط ِ خانگی ترین زندان .... بی هدف انقلاب می کردیم

حالِ تو از غزل به هم می خورد ، حالِ من از تمامی دنیا

از تماميّ لحظه هایی که غرق در اضطرب می کردیم

سعي كردم به شکل تدریجی خواب خود را به مرگ هدیه کنم

مرگ هم شکل دیگری می شد ما اگر انتخاب می کردیم !



توضیحات تکمیلی

پ / ن : روزی رسد که چشم تو با حسرت لغزد بر این ترانه درد آلود ...جویی مرا درون سخن هایم !!! ( فروغ )
تقدیم به خواهرم

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


جابر ترمک
سلام بر صنم بانوی شعر
غزل بسیار زیبا و حسرت باری بود که در عین اینکه غزل بود خاطراتی نیز درون خود جای داده بود بیت یکی مانده به آخر روی حرف (ی) در تمامی تشدید بذار و در بیت آخر در مصراع اول حرف ربط تا اضافه هست و نیازی نیست باشد . اما غزل از نظر زبان و فرم و بافت بسیار دلپذیر بود .

صنم میرزازاده نافع
با سلام خدمت شما معلم نمونه
راستش ( تا ایراد تایپی بوده ) و در وبلاگ و فیس بوک این شعر درست تایپ شده ...
برای آقای اصغری پیغام گذاشتم تا ویرایش مورد نظر را انجام دهند ...
در خصوص تمامی ّ فکر کردم کسی که بخواند خودش آن تشدید را می گذارد ولی چشم این هم اصلاح می شود


جابر ترمک
ضمنن من نیز غزلی تو همین وزن و قافیه دارم که تقدیم می کنم به شاعران عزیز سایت :
گفته بودم نگاهتان بانو قلب من را عذاب خواهد داد
یک نفر عاقبت سئوالم را روزگاری جواب خواهد داد

غرق در اتفاق بی غزلی که چرا با نگاهتان قهرم
و همین واژه های بی معنی که مرا پیچ وتاب خواهد داد

تو به به من سر سپرده بودی و من به شما دل سپردم از اول
گفته بودم که این سپردن ها دسته گل را به آب خواهد داد

لب سرخت شبیه رز شده است با غزل حس مشترک داری
مطمئنم لبت لبم را باز فرصت انتخاب خواهد داد

شال سبزت حصار موها کن چشم نامحرمان فراوان است
تا لبت از تبار انگور است عاشقان را شراب خواهد داد

باغ پیراهنت مثل شده است آفت واژه ی غزل شده است
آنکه در چشمهات حل شده است به نگاه تو قاب خواهد داد

نوبت ما هم عاقبت برسد که کمی با تو شیطنت بکنیم
آخر الامر دل نوازی ما میهمان را کباب خواهد داد



صنم میرزازاده نافع
احسنت
واقعا زیبا و بدون نقص
درود بر شما

جواد الله دادی
هرچند داغ دل تازه شد
اما مرحبا عالی سرودید
چندجایی ایرادوزن احساس کردم که میذارم به عهده بزرگان
امیدوارم آوای دلی بمانید
سبزوسربلندباشید

صنم میرزازاده نافع
ممنون از حضورتون
ایراد وزنی در بیت آخر ( تا اضافه است ) که ایراد تایپی است و درخواست اصلاح دادم

حاتم سامانی
درود خدا بر شما
بسیار زیبا و پر جاذبه است . احسنت

صنم میرزازاده نافع
سلام ممنون از حضورتون

مریم  وزیری
سلام صنمي ...چقد فضاي شعرت برام آشنا بود ..ياد يه چهارپاره كه براي خواهر سرودم افتادم بغضم گرفت.............
مرگ هم شکل دیگری می شد ما اگر انتخاب می کردیم !................

صنم میرزازاده نافع
سلام مریم عزیز
آخی
پس همه مون یه موقع هایی نیاز داریم با خواهر درد دل کردیم :(

سعید مطوری
سلام خانم صنم عزیز

حالِ تو از غزل به هم می خورد ، حالِ من از تمامی دنیا
از تمامی لحظه هایی که غرق در اضطرب می کردیم

دلتنگی ها گاه زیبایی می آفریند و غم ها روزی به شادی میرسند اگر امید و هوشیاری چراغ راه شب باشد.

صنم میرزازاده نافع
با سلام ممنون از حضورتون امیدوارم روزی تمام غم ها به شادی تبدیل شه و همه در حقیقت محض غرق شویم .

صنم میرزازاده نافع
دوستان عزیز که این کامنت را می خوانند
بیت آخر این شکلی است :
خواستم به شکل تدریجی خواب خود را به مرگ هدیه کنم
مرگ هم شکل دیگری می شد ما اگر انتخاب می کرددیم

نمی دونم چرا بعد از چند بار ویرایش این ( تا از دستم در رفته )
آقای اصغری اگه خوندید لطفا این کار ویرایش رو برای ما انجام بدید
بهرام باعزت
سركار خانم نافع درود بر شما.سروده ي پراحساسي از شما خواندم.ساده و صميمي.مرحبا.

صنم میرزازاده نافع
سلام دوست عزیز ممنون از حضور شما

رضا محمدصالحی
شب به رویم پتو پلنگی بود ،برّه ها را یکی یکی می خورد
کِی ؟چگونه بزرگ باید شد ؟ بی جهت هی حساب می کردیم!

سلام بانو بسیار زیبا با حسی قوی از شاعرانگی . لذت بردم

صنم میرزازاده نافع
سلام بر معلم همیشگی لطف کردید
حضورتون انگیزه بخشه برای ادامه راه

گندم  مرادخانی
سلام صنم جان
خوبی نازنین ؟
دوست دارم هربار که صفحه رو باز میکنم شعری ازت بخونم به وبلاگ شما وبنفشه جان سر میزنم اما نمیدونم چرا بنفشه کم پیداست ووبلاگشم بروز نمیشه اگه خبری ازش داری بگو دلمون برا شعراش تنگ شده
این سروده واقعا زیبا بود وچه زیبا مشکلات رو به تصویر میکشید واقعا بهتون غبطه میخورم به قلم زیبا وتوانمندتون
شادباشی گلم

صنم میرزازاده نافع
سلام گندم عزیزم ممنون که هستی ممنون که نوشته هامو می خونی
از بنفشه در حد فیس بوک خبر دارم ... این روزا یه طوری شده تمام شاعرهای خوب رفتن به سمت فیس بوک و بیشترین فعالیتشون اونجاست

عماد سخاوت
سلام
عرض ادب و احترام
تقدیمی مبارک خواهر گرامتان
افتخار خواندن غزل زیبایی را در محضرت داشتم
ماندگار باشید

صنم میرزازاده نافع
سلام دوست عزیز ممنون از حضور شما

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

صنم میرزازاده نافع

اطلاعات شاعر

شاعر : صنم میرزازاده نافع
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : غزل
نوع شعر : غزل
دسته بندی : اجتماعی
تخلص : صنم
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 9764
تاریخ : چهارشنبه 16 اسفند 1391 21:54
دیدگاه ها : 86
بازدید : 2230

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "اقطاب" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

راز محبت و آشنایی در غزلیات حافظ

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 23,182,744
تعداد صفحات : 11836
تعداد اشعار : 10982
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5