آوای دل
worker
worker
worker

شعر : برای 12 اسفند ...!

برای 12 اسفند ...!
پای یک نارون پیر و بلند

توی همسایگی شمعدانی

تخته سنگی ست سیاه

مثل آینده ی من !

روی آن حک شده با خط درشت:

اسم زیبای گل زندگی ام؛

_ هستی ام _

_ مادر من _

مدتی هست شده کعبه ی من

مستطیل و افقی!

بیصدا باید ماند

( تا مبادا که ترک بردارد )

(شیشه ی نازک آرامش او )

می نشینم آرام

در خودم میبارم !

یک مَلک باز در آن حال

مرا می جوید

وَ مرا می بوید

وَ چه لذت بخش است در کنارش بودن

مطمئنم این بار

که خدا می خواهد

تا که انسان به مَلک سجده کند!!



توضیحات تکمیلی

تاج از فرق فلک برداشتن
جاودان آن تاج بر سر داشن
بر تو ارزانی که ما را خوشتر است
لذت یک لحظه مادر داشتن ( فریدون مشیری )
.
.
امروز دقیقن 3 ساله که آروم خوابیدی و من بیدار و بی تابم !
.
.
.
لطفن شاخه ای فاتحه به یادگار بگذارید قبل عبور !
بی نهایت سپاس

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


سیامک کیهانی
درود فرانک عزیز خواهر همیشه شاعرم
همیشه معتقدم از 3چیز نوشتن مقدس است
خدا
مادر
وطن...
و چه واژه هایت بالا و بلند گام نهادند در حسم و میدانم که هرکه بخواند جاودانه ات جاودانه تر خواهد شد
در جاودانگی مادرت شکی نیست که شاعری چون تو را به گل نشانده
روحش شاد
در پناه خوبیها لایقترین.

فرانك خليلي
سلام سیامک عزیز برادر خوبم
از حضور صمیمی و ارزشمندت پای دل نوشته هام همیشه ممنونم .
تحمل این غم بزرگ با حضور دوستام کمی کمرنگ میشه .

آرمان  صورتگر
فرانك عزيزم سلام خواهر...
قبل از اينكه خواستم شعرت رو بخونم اول رفتم سراغ پايين شعر كه ببينم به كي تقديمش كردي ... باور كن قلبم آتش گرفت... فقط بغض كردم و باراني شدم... من هم تازگي ها مادرم رفت... خوب حالت رو مي دونم ...خوب حالت رو مي فهمم... خوش بحالت كه واقعا پرستار خوبي براي مادرت بودي مطمئن باش مادرت ازت راضيه و عاقبت بخير خواهي شد... براشون فاتحه خواندم ...
نمي دوني چقدر دلم براي آغوش مادرم تنگ شده...
چقدر دلم براي آية الكرسي هايي كه برام مي خوند تنگ شده...
من بعد از رفتن مادرم واقعا بي كس شدم واقعا تنها شدم...
همين...
و سكوت...
و شكستن...

فرانك خليلي
سلام داداش خوبم
حضورت خیلی خوشحالم کرد . تسلی شد برای قلبم .
از لطفت ممنونم . درد کشیده درد کشیده رو خوب میفهمه .
خدا مادر شما رو هم قرین رحمت کنه .

جواد الله دادی
سلام
من نمیدونم چراهمه شعرای خوب یکدفعه باهم میادتوسایت می ترسم هنگ کنم
خیلی قشنگ بود

فرانك خليلي
درود جناب الله دادی گرامی
از لطف تون بی نهایت ممنونم

مریم  وزیری
................
........................
مي فهممت عزيزم......
مادر اولين واژه اي بود كه اموختم
اما هنوز معنيش رو نفهميده ام..............

فرانك خليلي
درود مریم بانو
ممنون که با این دل نوشته همرامی . که نیازمند مرهم حضور عزیزانم بود .
معنی مادر و وقتی فهمیدم که جلو چشام به خاک رفت !!!


مریم  وزیری
فرانك جان .....
من اون موقع هم نفهميدم.......
هرچي مي گذره به معني اش نزديكتر ميشم اما تابفهممش خيلي مونده......................................


فرانك خليلي
قربونت برم
هیچی برای گفتن ندارم . وقتی قرار شد جاش و پر کنم . خونه شد برام زندون . مادر شدم برای پدر و برادرم در حالیکه هنوز نیازمند نوازشای مادرانش بودم .
حق با تو عه . درک آسمون با عقل زمینی ما غیر ممکنه .
گل زندگی تو هم قرین آرامش و رحمت عزیز دلم


مریم  وزیری
سالي كه آغازش نگاهت را به من داد
بعد تو همراه خدايت گريه مي كرد....
اون نقطه چين هاي كامنت اولم يعني همه ي اينايي كه گفتي به علاوه ي خيلي چيزهاي ديگه كه نگفتي ......
فرانك نازنين ميدونم 12 اسفند برات چه روزيه ......اون بغض نفسگيرش هم بارم آشناست....ولي به قول فاطمه ي عزيز:
هركه در اين بزم مقرب تر است جام بلا بيشترش مي دهند و فراموش نكن شايد ارامش مامان نازنينت تو اون دنيا خيلي بيشتر از اين دنياي هزاررنگه.....
بقيه اش .....
...........................
..........................................


فرانك خليلي
دقیقن اگه بخواییم ناگفته هاشو بگیم صد تا مثنوی میشه .
مطمئنم آرامش داره تو اون دنیا . این دنیا که بهش 6 سال عذاب دیالیز داد+ غصه های ریز و درشت ما.
ممنونم که انقد پر رنگی کنار این دلتنگی من .
خواهر مهربونم .


مریم  وزیری
فرانك دارم صفحه ات رو شلوغ مي كنم ......الان بغضم گرفته ...پس ديگه حرف نميزنم................
فقط از درگاه خداكه اول و آخره براي مامان نازنينت طلب مغفرت مي كنم.و.....فقط فراموش نكن ..خدارو و طلب آمرزش براي مامان مهربونت رو ....
شك مي كنم گاهي به دنياي نامهربان و مهربانمان
با بغض و اندوهي كه مي خندد برچهره ي رسما جوانمان..
............................................................


فرانك خليلي
ممنون که قابل دونستی کنارم موندی .
مریم بانو . اگه شیشه ی دل نازکت و دوباره ترک دادم ببخش .


کامیار کریمی
قرانک جان دوباره سلام .چی کار کردید با من شما و خانم وزیری!....تلنگر بود، ولی تلنگری به قدرت پتک بزرگی که از سنگینی ضربه ش چشمم سیاهی رفت و هر چی خودمو نگه داشتم نتونستم درد ضربه ش رو زیر سیبیلی رد کنم ...فقط اشک دلم تونست یه کوچولو درد رو از روحم دور کنه...... ممنونم ازتون .لازم بود برام.


فرانك خليلي
سلام داداش خوبم
قصدم اذیت دوستانم نبود . این واقعیت تلخ دلامون بهم نزدیکتر کرد .
ببخش موجب آزارت شدم .

فرزام .
سلام سرکارخانم خلیلی
نیمایی بسیار شیوا و روان با مضمونی عالی و ارزشمند از شما خواندم.
درود براحساس پاک و والایتان.

فرانك خليلي
درود جناب افشار عزیز
از حضور ارزشمندتون بی نهایت سپاس برادر خوبم .
ممنون قابل دونستین

جواد الله دادی
ببخشیدازقلم افتاد
تسلیت میگم
روحشون شاد

فرانك خليلي
ممنونم بزرگوار

آيدين قربانی
سلام بانو خلیلی عزیز خواهر نازنینم
سروده ات را با تمام وجود خواندم... خیلی غم انگیز و البته زیبا بود...
روحشان شاد... امیدوارم برای مادرانی چنین ؛ فرزندان لایقی باشیم...

فرانك خليلي
درود برادر خوبم
بی نهایت سپاس که اومدی .
حضورت باعث آرامش خاطرم شد .
امیدوارم گوهری که بی همتاست رو به معنای واقعی قدر بدونیم .

فاطمه سالاریه
سلام به عزیزترینم به فرانکم

عزیزم می دونم که خیلی خیلی خیلی زیادتر تصورات من خودتو تنها میبینی بعد از اون اتفاق همش دیدمت که چطور در خودت می شکنی و نمی خوام بار غمت رو به یادت بیارم اما بدون بعد از خدای بزرگ که همیشه هست ... دوستانی داری که همیشه منتظر تواند فرانکم باز هم بنویس ... نوشته ات جگرم را سوزاند توی این نم نم بارون واقعن ابر چشمانم بارانی است اما خداوند مهربان هرکه را بیشتر دوست دارد بیشتر بلا به او می دهد ... هرکه در این درگه مقرب تر است --جام بلا بیشترش می دهند ... عزیزم تو مراقب خودت باش که هنوز یاور بلندی به نام پدر در کنارته و او هم چشم امیدش به توست ... مراقب خود خودت باش
دوستت دارم و از شعر بسیار زیبایت ممنون و روح آن بانو قرین رحمت ..
شاعرانگی ات مستدام

فرانك خليلي
سلام به روی ماهت خواهری
ممنون که با وجود مشغله اومدی . منت سرم گذاشتی . قربونت برم خیلی خوشحالم خواهر و برادرای به این نازنینی دارم که همیشه هستن خصوصن تو دلتنگیام .
قطعن با وجود شماها تلخی این ماجرا یه کم شیرین میشه .
از خدا گفتی که اگه نبود تا حالا 10 تا کفن پوسونده بودم .
برات آرزوی سلامتی میکنم و امیدوارم میوه ی زندگیت طه های نازم زیر سایه ی پر مهر تو و داداش آرمان بزرگ بشه !
می بوسمت عزیز دلم . به امید دیدار

عباس مرادی آملی
سلام برشما بانوی شاعر آوای دل
از مادر گفتن و ازاو نوشتن و در موردش خواندن، چیزی است که هیچ کس از آن خسته و ملول نمی شود. وهرکس به فراخور حال خود از آن بهره می برد.
بنده از این واقعه ی تاسف بار شما بی خبر بودم. لذا همین جا به شما تسلیت می گم و از خدا می خوام که به شما صبر بده و مادر عزیزتون رو در جنت اللقای خودش جای بده انشاالله!
شعر زیبای شما روهم خوندم و بهره بردم. پاینده باشید. یاحق

فرانك خليلي
درود جناب آملی گرامی
ممنون از لطفی بهم داشتین .
سلامت باشین .و از حضورتون پاس

سید رضا موسوی
سلام آجی
بی درد سر و بی حاشیه برم سر اصل مطلب
قربون دل پاکت بشه داداشی
منم در تمام غمهات شریک بدون
ولی کاش این شعر رو منتشر نمیکردی
میدونی ؟!
دنیا پر از آدمهای دهن بین و سواستفاده چی شده ه بی پدری و بی مادری باعث میشه آدمی رو مال مفت و بی صاحب فرض کنند و فکر کنند هر غلطی دلشون میخواد میتونند بکنن
نمیدونم بحث رو چرا از این دید میخوام باز کنم
ولی میدونم کار یه جاییش میلنگه
من و تو برای تخلیه بار احساسی مینویسیم و مخاطب تفسیر به رای میکنه و نجر میشه به مظلوم واقع شدن صاحب اثر
میدونی یه کاری برای یه کار دیگه خیلی بده
هیچ گربه ایی محض رضای خدا موش نمیگیره آجی
من به وفور دیده ام از این گربه های بی چشم و رویی که تا یه نقطه ضعف از طرف گیر میارن دیگه خون جلوی چشماشون رو میگیره و بی محابا برای تخریب میان جلو

بدون تعارف باید عرض کنم شاعر بودن شما خیلی خیل یدستخوش این اتفاق بوده و شاید بکارت نوشته هات رو این ضایعه بزرگ به یغما برده باشه
ولی خواستم بدونی اگه داداش رضا رو هیچ وقت ندیدی و نخوهی دید ولی از همین فاصله باهات همدردی میکنه و فاتحه که سهله یاسین هم میخونه برای عزیز سفر کرده ات
شعرت یادم رفت چی بود
ولی مضمونش درد بود
درسته ؟؟!!
ببخشید رک نوشم
من احساساتم خیلی قوی هستند یا ننه نمیدونم ولی از پیامد های این دلسروده ترسیدم
تو رو جان عزیزات مواظب خوبیهات باش
من بر میگردم و در سکوت شب شعرت رو دوباره میخونم
یا حق

فرانك خليلي
درود جناب موسوی گرامی
از حضورتون و ابراز لطف تون ممنونم . اما واقعن متوجه منظورتون نشدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
راستش تو این 3 سالی که تو آوای دل هستم به جز احترام از دوستان چیزی ندیدم . (قبلن هم بچه ها این قضیه رو می دونستن ).برای همینم هست که همه ی احساسم و از تلخ و شیرین اینجا و _فقط اینجا _به اشتراک میذارم . که امنیت و صمیمیت و با هم داره .


سید رضا موسوی
آجی
من آوای دل رو نمیگم
و اصلاً کاری هم با بچه هاش ندارم
صد در صد همینه که میگید نا سلامتی خود منم از همین بچه ها هستم
منظورم چیز دیگه ایی بود که ظاهرا موفق به رسوندنش نشدم
بازم ممنون که تحمل میکین دیوونه بازی های منو
:)
یا حق

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

فرانك خليلي

اطلاعات شاعر

شاعر : فرانك خليلي
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : نیما
نوع شعر : شعرنیمایی
دسته بندی : تقدیمی
تخلص :
کشور : ايران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 9582
تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391 21:17
دیدگاه ها : 116
بازدید : 2570

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "پیشاب" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 23,467,784
تعداد صفحات : 11836
تعداد اشعار : 10982
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5