آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

شعر : نشد خداحافظی کنم

نشد خداحافظی کنم
آغوشِ خاک دامـــــن مادر نبود و نیست

تیرِ سه شعبه حقِّ تو اصغر! نبود و نیست



این تیرِ بد قِـلـِق به گلو گیر کرده بود

بعد از کشیدنش سر و پیکر نبود و نیست



صد ها هزار بار . . . شُکرت خدای من

در رفتن است علی وُ برادر نبود و نیست



کـندم برای اصغر خود قبـــــــــــر کوچکی

تا "الوداع" فرصت دیگر نبود و نیست



از روی دست من به پریدن اشاره کرد

این آسمان بدون کبوتر نبود و نیست



گفتم به "گریه" آخرِ بازی تو می بری

شش ماهه ام که با تو برابر نبود و نیست



از خیمه با قلم به غزل ضجه میزدم

کاغذ به داغ سینه خواهر نبود و نیست





سید رضا موسوی



توضیحات تکمیلی

برای وصف تو هر شب قلم به گریه می افتد
تبحُّــــــــــری که ندارم شبیه حافظ و سعدی
برای دیدن مردی که شعر تازه ندارد
برو به بیت نهایی به عاشقانه بعدی



و فوت کوزه گری را به او همین که نگفتم
در انحنای تنفــر نشانده ضربه سیلی
به من کلک زد و بازم به روی خود که نیاورد
به افتخار خودش هم گرفته جشن شکیلی



برای گفتن حرفت کنایه بودی و حسرت
مرا به سمت جهنم تو پلّه پلّه کشیدی
شبیه خوردن بغضی نشسته بودمت اینجا
شبی که از تن سردم یکی دو جرعه چشیدی



کنار گمرک تقدیر و مرز پوچی افکار
ورق ورق غزلم را تو پاره پاره نوشتی
نگاه خنده مردم به فال شعر من افتاد
دوباره ظلمت شبها . . . چه استعاره زشتی



به هر طریقهء ممکن به من تو وصله بچسبان ...
و هر کسی به خودش زد چه طعنه های عجیبی
چه سؤ ظَنّ پلیدی و قلب من که شکستی
شبی که عقربه بودم میان ساعت جیبی



و خودرو های زیادی گرفته چشم شما را
چه سرعتی که ندارد{ سفینه های فضایی }
برای گفتن حرفم خجالتی نکشیدم
و گفت بانوی قصه پسر! چه سر به هوایی
.
.
.
به دست و پای من امشب صدای گریه می افتد
الهه ایی که "تَوَهُّم" ؛ نشانده بر تنِ خورشید
تمام جادوی شعرم غروب سرد قلم شد
به کاغذی که ندارد شکوه رفتن خورشید



سید رضا موسوی


یا حق

دیدگاه های کاربران

شاعران گرامی به درخواست نویسنده این صفحه لطفا این سروده را نقد و بررسی نمایید


رضا محمدصالحی
از خیمه با قلم به غزل ضجه میزدم
کاغذ به داغ سینه خواهر نبود و نیست

عالی عالی . سلام و درود سید عزیز وقتی تو هستی و غزل آئینی هست ما هم مستیم .
در غزل اول این مصرع /صد ها هزار بار . . . شُکرت خدای من/ از وزن خارجه .
و در غزل دوم این مصرع / به دست و پای من امشب صدای گریه می افتد/ .
باز هم سپاس که مهمان سروده های زیبای آیینی شما بودم.
میر هومن هاشمی
سلام رضا جان....احسنت
بیت بیت غزلت به دلم نشست
مذهبی هایت بینهایت دلنشین و زیباست.....
خودا پشت و پناهت......یا علی

قلمت سبز.../
عباس علی استکی
سلام جناب موسوی عزیز
سروده آیینی بسیار زیبا
با سبک و روش منحصر به فرد شما
دلنشین و محزون
عاشقانه، شور اگیز و حماسی
موفق و پیروز باشید
علی عبداللهی
دستِ بلا دور از سرت ای نازنین ای ماه
پوشیده ای امشب حریر ای ماه ای زیبا
تا می شود با ما بگویی قصه مهمانم
این شب نشینی با تو می خواهد دلم تنها

سلام گرامی
سپاس
وحید شیردستیان
سلام سید. واقعا اشعار مذهبیت با دلم بازی می کنه.
اجرت با اهل بیت.

در پناه حق
جواد الله دادی
سلام دوست من
خیلی خوب سرودی
باجناب صالحی هم موافقم
پژمان روشن طبری
درود بر شما
شاد باشی
عماد سخاوت
ســــلام
عرض ادب و احترام
داداش سید
مرحبا
آيدين قربانی
سلام و درود سید عزیز
زیبا بود و خواندنی دوست من...
زیتا  رضائی
درود بر شما سید بزرگوار

همه سروده هایتان ستودنی بود...خواندیم و بهره

بردیم..قلمتان همیشه سبز

ارسال دیدگاه

×جهت ارسال دیدگاه عضو و یا وارد سیستم آوای دل شوید

تصویر شاعر

سید رضا موسوی

اطلاعات شاعر

شاعر : سید رضا موسوی
عنوان کاربری : شاعر
دفتر شعر : آیینی
نوع شعر : غزل
دسته بندی : مذهبی
تخلص :
کشور : ایران
شهر : تهران
شناسه : AVA-p- 9492
تاریخ : شنبه 5 اسفند 1391 11:5
دیدگاه ها : 40
بازدید : 2083

دفاتر شعر

اشعار دیگر شاعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "ماجرا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

افطاری

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 22,712,321
تعداد صفحات : 11835
تعداد اشعار : 10981
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2016
تعداد شاعران آقا : 1459
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5